پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٨ - مخالفان سقيفه
دستت را پيش آر تا با تو بيعت كنم، حضرت از اين كار خوددارى و ابو سفيان را مورد نكوهش قرار داد و فرمود: تو از اين كار جز فتنه و آشوب منظور ديگر ندارى و از ديرباز بدخواه اسلام بودهاى، ما به نصيحت تو نيازى نداريم.[١] زمانى كه با ابو بكر بيعت صورت گرفت: ابو سفيان گفت: ما را با ابو فصيل چكار؟ خاندان عبد مناف بايد زمام امور را به دست گيرند!
به ابو سفيان گفته شد: ابو بكر به پسرت ولايت داده است گفت: به راستى كه خويشاوندى را به جا آورده است[٢].
معناى مخالفت ابو سفيان با ماجراى سقيفه، بر حق دانستن على عليه السّلام و بنى هاشم نبود، بلكه يك حركت سياسى ظاهرى تلقى مىشد كه به وسيله آن قصد داشت نسبت به اسلام مكر و حيله انجام دهد و بدان جفا و ستم روا دارد وگرنه ارتباط ابو بكر و ابو سفيان فوقالعاده قوى بود[٣].
مخالفان سقيفه
در پى آثار و نتايجى كه سقيفه به جاى نهاد و برندگان آن از شايستگى و لياقت كافى براى سرپرستى امت بهرهمند نبودند طبيعى به نظر مىرسيد كه تعدادى از جناحها با آن به مخالفت برخيزند كه از آن ميان به سه گروه مىتوان
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ٤٤٩، كامل ابن اثير ٢/ ٣٢٦ چاپ دار الفكر.
[٢] . تاريخ طبرى ٢/ ٤٤٩ چاپ دار الاعلمى، كامل ابن اثير ٣٢٦٢.
[٣] . نقل شده روزى ابو سفيان از كنار جمعى از مسلمانان از جمله ابو بكر و سلمان و حبيب و بلال عبور كرد، برخى از آنها گفتند هنوز شمشيرهاى خدا گردن اين دشمن خدا را قطع نكردهاند؟ ابو بكر با شنيدن اين سخن آنها را مورد نكوهش قرار داد و گفت چرا به بزرگ و رئيس قريش چنين سخنى مىگوييد؟ و به سرعت خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم آمد وى را در جريان سخنى كه آنها گفته بودند قرار داد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در پاسخ او فرمود ابو بكر! شايد تو آنها را به خشم آوردهاى كه چنين سخنى را بر زبان آوردند؟ اگر چنين كرده باشى، در حقيقت خدا را خشمگين ساختهاى. صحيح بخارى ٢/ ٣٦٢.