پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤ - بخش دوم نمايى از شخصيت امام على بن ابى طالب عليه السلام
شناسايى حقيقت و واقعيت آنان به دور از سطح تقليدى شناسايى بزرگان تاريخ خود باشيد، خواهيد ديد كه محور عظمت آنان تنها در ايمان مطلق به كرامت و شرافت انسانى و حق مقدس آن در زندگى آزادمنشانه و شرافتمندانه قرار دارد. از سويى انسان همواره در تكامل و تحوّل است و جمود و واپسگرايى و توقف در حالتى از حالات گذشته يا كنونى، چيزى جز پيك مرگ و دليل نابودى نيست.[١]
شبلى شميّل مىگويد: امام على بن ابى طالب، مهتر بزرگان جهان، بىهمتا نسخهاى است كه شرق و غرب گيتى در گذشته و حال، صورتى مطابق اصل، چون او، به خود نديده است.[٢]
على عليه السّلام به همان اندازه كه در عمل، سمبل پيشوايى و رهبرى بود و براى هدايت مردم به اسلام و جانفشانى در مسير اصلاح جهان و سوق آن به راه حق و عدالت، به عبارتى پيشبرد دين به عنوان نهضتى جاويد و مستمر، از خود التزام و پايبندى نشان داد؛ معاويه طى مخالفت و كشمكش خود با امام على، نقش نماينده نسل جديد مسلمانان را بازى مىكرد، زيرا فتوحات اسلامى وى را از سويى در رأس قدرت قرار داد و از سوى ديگر واداشت تا امور را با ديد حفظ رهآوردها و جنبههاى مادى بنگرد ... در راستاى چنين رويارويى خصمانه و بيرحمانهاى كه مسلمانان را پراكنده ساخت و به نابودى كشاند، معاويه توانست با برانگيختن احساسات و انگيزههاى قوى دنيوى مردم، وحدت و يكپارچگى آنها را بر هم زند و از آگاهى دينى آنان جلوگيرى كند و براى اجراى سياست ملوكانه و دولت خويش در جهت رويارويى با روح
[١] . الامام على صوت العدالة الاسلامية ١/ ١٤.
[٢] . همان ٣٥.