پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٨ - اعتراض به خلافت سقيفه
داشت: فاطمه نيز يك زن، مانند ساير زنان است و نبايد آراء و دعاوى او، حتى در مسأله ناچيزى مانند فدك، به عنوان سند و دليل مطرح شود تا چه رسد به مسأله مهمى مانند خلافت، زيرا اگر زهرا عليها السّلام خواستار مزرعهاى كه حق او نيست، بشود امكان دارد كليه دولت اسلامى را براى شوهرش مطالبه كند[١] در صورتى كه به ادعاى صحابه نامزد جانشينى رسول خدا (ص) كه زمام امور را به دست گرفتند امير المؤمنين هيچگونه حقى در دولت نداشت.
نقل شده وقتى خلافت ابو بكر پابرجا شد، شخصى را نزد وكيل حضرت زهرا عليها السّلام فرستاد و او را از فدك بيرون راند و خود بر فدك استيلاء يافت و به حديثى استناد كرد كه غير از او كسى آن را نقل نكرده بود ابو بكر گفته بود از پيامبر شنيده كه مىفرمود: «ما پيامبران چيزى به ارث نمىنهيم، آنچه را به ارث مىگذاريم صدقه خواهد بود.» بنا به اين گفته، پيامبر چيزى به ارث نمىگذارد و ميراثش هرچه باشد مربوط به مسلمانان فقير و مستمند است![٢].
اعتراض به خلافت سقيفه
صحابه برگزيده و نيكمردانى كه در مطالبه حق قانونى خلافت امام على عليه السّلام در كنار آن بزرگوار قرار داشتند با صلابت و اطمينان و بىپرده و با براهين روشن و دندان شكن و دلايل صريح شرعى و با شيوهاى كه حاكى از علاقه به حقگرايى و حراست دولت اسلامى از انحراف بود به حكومت وقت، اعتراض نمودند.
[١] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: صلّى اللّه عليه و اله و سلم ١/ ٢٨٤ چاپ همراه با تحقيق ابو الفضل ابراهيم در اين كتاب پاسخ على بن فارقى مدرس مدرسه غربى: در جواب ابن الحديد، به همين معنا بوده است.
[٢] . سنن بيهقى ٦/ ٣٠١، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١٦/ ٢١٨- ٢٢٤، دلائل الصدق مظفر ٣/ ٣٢.