پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٠ - انصار و هواداران قريش در سقيفه
كارى بر خلاف شما را ندارد و قادر نيستند بدون نظر شما دست به عملى بزنند. شما انسانهايى عزتمند و صاحب قدرت بوده و جمعيت انبوهى را تشكيل مىدهيد، از دلاورى و شجاعت برخورداريد و مردم، تنها به عملكرد شما مىنگرند. ازاينرو، به اختلاف نپردازيد كه بدين وسيله كارهاى خود را تباه مىسازيد. اگر مردم بر سخن خود پافشارى كردند، شما اميرى تعيين كنيد و ما نيز اميرى معرفى خواهيم كرد.
عمر گفت: هرگز چنين چيزى ممكن نيست، دو شمشير در يك غلاف نمىگنجد. به خدا سوگند! عربها كه پيامبرشان از غير شماست به زمامدارى شما تن در نخواهند داد ولى در مورد زمامدارى كسانى كه نبوت ميان آنان بوده، مخالفتى ندارند پس چه كسى در زمينه حكومت پيامبر با ما به ستيزه بر مىخيزد در صورتى كه ما دوستداران و نزديكان آن حضرت به شمار مىآييم؟
پس از سخنان عمر حباب بن منذر اظهار داشت: اى جماعت انصار! مراقب كار خود باشيد و به سخن اين مرد و هوادارانش گوش فرا ندهيد كه حق شما را در اين خصوص ضايع خواهند ساخت، اگر پذيراى زمامدارى شما نشدند آنان را از اين شهر بيرون برانيد زيرا شما به امر خلافت و جانشينى سزاوارتر از ديگرانيد، چه اينكه مردم در سايه شمشيرهاى شما پذيراى دين شدند، من پشتوانه مورد اعتماد و پاسدار مطمئن اين امر و بچه شيرى در بيشه شيرانم. به خدا سوگند! اگر مايل باشيد يك بار ديگر دست به شمشير برده و آن را از پايه و اساس برمىگردانيم.
در اينجا اوضاع بحرانى شد و بيم آن مىرفت قضيه به درگيرى ميان طرفين بينجامد، كه ابو عبيده جراح براى جلوگيرى از درگيرى و جبران شكست، به آرامى انصار را مخاطب ساخت و گفت: اى جماعت انصار! شما