پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٤ - نبرد با خوارج
آمده و راهى نهروان بودند، ياران امام را نگران ساخت به گونهاى كه اگر متوجه شام گردند، حضور اين افراد در اين منطقه براى آنها دشوار خواهد بود. از اين رو، از امام عليه السّلام درخواست كردند كه ابتدا به كار خوارج پايان دهد.[١]
از جمله كارهاى فتنهانگيزانه خوارج اين بود كه عبد اللّه بن خبّاب و همسرش را دستگير و او را به قتل رساندند و سپس شكم همسرش را پاره نموده و نوزادش را بدون هيچ توجيهى، از ميان بردند، همچنين حارث بن مرّه عبدى را كه به عنوان فرستاده امام نزدشان آمده بود، كشتند.[٢]
نبرد با خوارج
قواى مارقين (از دين برگشتگان) در نزديكى نهروان گرد آمدند و مجموعههايى از مردم بصره و ديگر جاها بدانان پيوستند. امام عليه السّلام بارها كوشيد تا آنان را از انديشهاى كه در سر داشتند و نافرمانى و تلاش در جنگ افروزى، بازدارد، ولى جز فساد و جهل و نادانى و پافشارى آنها بر نبرد، چيزى عايد وى نشد. ازاينرو، حضرت سپاه خويش را بسيج نمود و چنانكه در هر جنگى شيوه آن بزرگوار بود با پند و اندرز بدانان يادآور شد كه در چنان شرايط و اوضاعى با اخلاق اسلامى با مردم برخورد نمايند. وقتى امام عليه السّلام به سپاه دشمن نزديك شد پيكى نزد آنها فرستاد و از آنان خواست قاتلان عبد اللّه بن خبّاب و كشندگان فرستادهاش حارث بن مره را تحويل دهند، ولى آنان يك صدا اعلام داشتند: همه ما در كشتن آنها شركت داشتهايم و ما همه، ريختن خون شما و آنان را جايز مىدانيم.
[١] . تاريخ طبرى ٤/ ٥٧ و ٥٨، البداية و النهاية ٧/ ٢٨٦.
[٢] . تاريخ طبرى ٤/ ٦١، البداية و النهاية ٧/ ٢٨٦، فصول المهمه ابن صباغ ١٠٨.