پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٢ - هجرت امام على عليه السلام
برد و آنها با بيم و هراس از مقابل حضرت گريختند و به او گفتند: اى پسر ابو طالب از ما درگذر و متعرّض ما مشو.
امام عليه السّلام به آنان فرمود: «من اينك به سوى برادر و پسر عموى خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم روانهام هركس دوست دارد بدنش را قطعهقطعه سازم و خونش را بريزم به من نزديك شود»، سواران با هراس و وحشت پا به فرار گذاشتند. سپس امام عليه السّلام رو به ايمن و ابو واقد كرد و به آنان فرمود: «زانوان شتران خود را باز كنيد» و بدينسان كاروان به حركت خويش ادامه داد، تا به «ضجنان» رسيدند در آنجا يك شبانه روز اتراق كردند تا برخى از مسلمانان مستضعف به آنان بپيوندند و شب را در آنجا بسر برد و فواطم تا سپيدهدم خدا را در همه حال ياد مىكردند سپس على عليه السّلام نماز صبح را با آنان به جا آورد و به راه خويش ادامه داد، منزلى را پس از منزل ديگر پشت سر را گذاشت و لحظهاى از ياد خدا غفلت نورزيد تا وارد مدينه شدند.
قبل از ورود آنان به مدينه در بيان مقام و منزلت پاداشى كه خداوند براى آنان مهيا كرده بود وحى الهى نازل شد كه:
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ ... فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ ... فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا ... وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ ... وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ؛[١]
آنان كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند ياد مىكنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند ... خداوند درخواست آنها را پذيرفت ... آنان كه در راه خدا هجرت كردند و از خانههاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار و اذيت ديدند ... آنها را به باغهاى بهشتى وارد مىكنم و بهترين پاداشها نزد پروردگار است.
[١] . آل عمران/ ١٩١- ١٩٥، بحار الانوار ١٩/ ٦٦- ٦٧.