پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣٦ - فلسفه و اصول حكومت اسلامى
٤. تعدّد مراكز تصميمگيرى؛
٥. باطلگرايى و بىاهميتى به دين؛
٦. جور و ستم؛
٧. فخر و تكبّر؛
٨. جلوگيرى از نيكى و احسان؛
٩. اسراف و تبذير؛
١٠. غفلت؛
١١. انتقامجويى؛
١٢. بىتدبيرى؛
١٣. عبرت نگرفتن و عدم استفاده از تجربهها؛
١٤. پوزشخواهى بسيار و اشتباهات فراوان؛
١٥. تباه ساختن اصول و ارزشها؛
١٦. مقدم داشتن اراذل و اوباش در پستهاى ادارى بر افراد شايسته؛
امام عليه السّلام فرمود: گماردن اراذل و اوباش و جوانان بىتجربه بر اداره دولتها، دليل انقراض و از دست رفتن آن حكومتهاست.
١٧. خيانت؛
حضرت فرمود: هرگاه خيانت پديد آيد، بركات الهى رخت برمىبندد، زمامدارى كه وزيرش به او خيانت ورزد، تدبيرش به تباهى مىرود.
١٨. ضعف سياست؛
امام عليه السّلام فرمود: آفت زمامداران، ضعف سياست آنها و آفت توانمندان، ضعيف شمردن دشمن است، آن كس كه در تدبيرش تأخير كند، نابودىاش زود هنگام است.
١٩. بدرفتارى؛
حضرت فرمود: «آفة الملوك سوء السيرة»؛ آفت زمامداران، بدرفتارى با مردم است.