پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٩ - در شعب ابو طالب
آنها را مورد تهديد قرار داد. مشركان در جهت خاموش ساختن صداى رسالت اسلام، به حيله و زور متوسل شده و شمشير ستم از نيام كشيدند، ولى ابو طالب عليه السّلام در تحكيم پوشش امنيتى وجود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم كوتاهى نكرد و به خاطر قدرت و جاه و منزلتى كه ميان سران قريش برخوردار بود، مشركان جرأت تعرض به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را نداشتند، چرا كه اين كار معنايش رودر رويى آشكار با ابو طالب و همه بنى هاشم تلقى مىشد و قريش هيچگاه حاضر نبود دست به چنين حركت پرهزينهاى بزند.
ازاينرو، متوجه بردگان و مسلمانان فقير و مستضعف شده و در مورد آنها از انواع شكنجه و رنج و محنتها فرونگذاردند تا آنان را از دين و آيين خود و پيروى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم بازدارند، ولى جز پايدارى و استقامت در راه اسلام و پايبندى آنان به دستورات اين رسالت، چيزى نصيب قريش نشد.
بدين ترتيب، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بهترين راهحل را براى رهايى مسلمانان مستضعف، خارج شدن از مكه و رفتن به حبشه دانست.[١]
وقتى غير از سران و شخصيتهاى مسلمانان كسى در مكه باقى نماند احتمال رويارويى خونين [بين قريش و آنان] بسيار اندك شد و تمام شيوههايى كه قريش براى سركوب مسلمانان تدارك ديده بود به سقوط گراييد و در برابر آنها راهى جز توسل به كارى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را به ضعف كشانده و خود آنها را درگير جنگ نسازد، باقى نمانده بود. به همين دليل، تصميم گرفتند بنى هاشم و هواداران آنها را به سبب حمايت از رسول خدا در برابر حملات قريش، در محاصره اجتماعى و اقتصادى قرار دهند و بدينسان مبارزه منفى
[١] . سيره ابن هشام ١/ ٣٢١.