پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٤ - در دوران ابو بكر
در دوران ابو بكر
امام على عليه السّلام فرمود:
به خدا! هرگز در اين انديشه نبودم و به خاطرم نيز خطور نمىكرد كه عرب پس از پيامبر أمر خلافت و رهبرى را از اهل بيت او سلب و به ديگرى واگذارند و آن را از من دور سازند، تنها چيزى كه سبب نگرانى من شد اجتماع مردم گرداگرد ابو بكر بود تا با او بيعت كنند، دست روى دست گذاردم، تا اينكه با چشم خود ديدم گروهى از اسلام بازگشته و قصد دارند دين پيامبر را به نابودى بكشانند، ازاينرو، ترسيدم اگر اسلام و مسلمانان را يارى نكنم بايد شاهد نابودى و جدايى و تفرقه در اسلام باشم كه مصيبت آن برايم به مراتب از رها ساختن خلافت و حكومت بر شما بزرگتر بود، چرا كه چنين خلافتى بهره دوران كوتاه زندگى دنياست و مانند سرابى تمام شدنى و يا به ابرهايى از هم پاشيده مىماند لذا براى دفع اين حوادث بپاخاستم تا باطل از ميان رفت و نابود شد و دين پابرجا و استوار گرديد.[١]
با وجود كليه رخدادهايى كه پس از وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در فضايى آكنده از كينهتوزى و دور از واقعيت و در غير مسيرى كه بايد مسلمانان مىپيمودند، به وقوع پيوست، باز على عليه السّلام اين واقعيت را فراموش نكرد كه وصى بر اين امت و مسؤل اجراى احكام رسالت اسلامى است
بيعت با ابو بكر مستقيما حق امام عليه السّلام را در اداره امور امت سلب و او را ناگزير به كنارهگيرى ساخت، سفارشات پيامبر اسلام در مورد امام عليه السّلام و پيمانى كه رسول اكرم به دستور خدا براى حراست امت و تأكيد فراوان بر جلوگيرى از
[١] . نهج البلاغه نامه ٦٢.