پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٧ - د - در صلح حديبيه
كردند[١]. قريش با مشاهده عزم و اراده و پافشارى رسول اكرم و مسلمانان براى ورود به مكه، ناگزير با پيامبر اسلام از در گفتوگو درآمد. نمايندگانى براى مذاكره اعزام كرد كه آخرينشان سهيل بن عمرو و حويطب، از قبيله عبد العزى بودند. ظاهرا آن گفتوگوها محدود به قضيه ورود به مكه در آن سال نمىشد[٢]، بلكه امور ديگرى را به سود دو طرف نيز دربرداشت. روايت شده: على عليه السّلام فرمود: روز حديبيه جمعى از مشركان به سمت ما آمده و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم گفتند: اى محمد! برخى از فرزندان و برادران و بردگان ما كه به سوى تو آمدهاند آشنايى به دين ندارند بلكه به جهت گريز از مسئوليت مراقبت از اموال و مزارع ما بدان ديار آمدهاند، بنابراين، آنها را به سوى ما بازگردان.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: اگر آنگونه كه شما مدعى هستيد، آنان به دين آشنايى ندارند، ما آنها را با دين آشنا خواهيم ساخت و افزود: اى جماعت قريش از كارهاى خود دست برداريد، در غير اين صورت خداوند كسى را كه دلش را با ايمان، آزموده است. بر شما مسلط مىگرداند كه با شمشير گردن شما را مىزند.
ابو بكر و عمر و مشركان از رسول خدا پرسيدند: آن فرد كيست؟
حضرت فرمود: وى همان وصلهكننده كفش است و آن لحظهاى بود كه پيامبر كفش خود را براى وصله زدن به على عليه السّلام سپرده بود.[٣]
پس از توافق دو طرف در مورد مواد پيماننامه، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم على بن ابى طالب عليه السّلام را خواست و به او فرمود: على جان! بنويس بسم اللّه الرحمن الرحيم.
سهيل گفت: به خدا سوگند! من معناى رحمان را نمىدانم، بنويس
[١] . سيرة الائمه الاثنى عشر، از حسنى ١/ ٢١٧ به نقل از ابن اسحق
[٢] . كنز العمال ١٠/ ٤٧٣ غزوه حديبيه.
[٣] . ينابيع المودة ٥٩، كنز العمال ١٣/ ١٧٣، فضائل الخمسه فيروزآبادى ٢/ ٢٣٧.