پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٦ - على عليه السلام و اعلان رسالت حديث انذار
تدارك ببين و خاندان عبد المطلب را نزد من گرد آور تا با آنان سخن بگويم و آنچه را بدان فرمان يافتهام بدانها برسانم.
على عليه السّلام دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را اجرا كرد و آنها را كه در آن روز تعدادشان چهل تن بود، از جمله عموهايش ابو طالب و حمزه و عباس و ابو لهب را دعوت كرد و همگى غذا خوردند. على عليه السّلام در اين باره فرمود:
همه آنان غذا خورده و سير شدند و من تنها جاى دستان آنها را ديدم و غذا تغييرى نكرده بود سوگند به كسى كه جان على در دست اوست! آنان افرادى بودند كه هر يك قادر بود تمام غذايى را كه من براى آنان تدارك ديده بودم يكجا بخورد.
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود:
آشاميدنى برايشان بياور، و من آن ظرف شير را برايشان آوردم و از آن نوشيدند تا همگى سير شدند، به خدا سوگند! هر يك از آنان به تنهايى قادر بر نوشيدن آن ظرف شير بود.
هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم خواست با آنان سخن بگويد: ابو لهب پيشدستى كرد و به آن جمعيت گفت: پيامبرتان شما را جادو كرده است، و بدين ترتيب، مردم با شنيدن سخن ابو لهب پراكنده شدند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم نتوانست با آنان سخن بگويد.
روز بعد به على عليه السّلام دستور داد همان كار را تكرار كند و پس از آنكه غذا خورده و شير آشاميدند، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به آنان فرمود: اى خاندان عبد المطلب! به خدا سوگند! جوانى از عرب را سراغ ندارم برتر از آنچه كه من براى شما به ارمغان آوردهام، براى بستگان خويش آورده باشد، من خير و سعادت دنيا و آخرت را برايتان به ارمغان آوردهام. خداوند به من فرمان داده شما را به سوى او فرا خوانم، اكنون كدام يك از شما در انجام اين رسالت با من