پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٢ - كنار زدن امام على عليه السلام از خلافت
مخالفت برخيزد او را از سر راه بردارند.
٨. از جمله دلايل برنامهريزى قبلى آنها اين بود كه: عثمان بن عفان هنگام نوشتن وصيت ابو بكر، از عمر به عنوان جانشين پس از ابو بكر در وصيتنامه نام برد، در صورتى كه ابو بكر به او چنين فرمانى نداده بود و در بيهوشى بسر مىبرد. بنابراين، عثمان از كجا و چگونه پى برد كه عمر جانشين ابو بكر خواهد بود؟
٩. از اين گذشته عمر، عثمان را در جمعى كه يك تن از آنها به خلافت مسلمانان برسد به گونهاى جا زد كه قطعا برنده مىشد و هر فرد آگاه به تاريخ و آشناى به روند امور و تركيب شش نفره كانديداها، قادر بر تجزيه و تحليل اين مسأله است چنانكه امام على عليه السّلام خود، اوضاع را به روشنى تحليل فرمود.[١]
١٠. با تشكيل حكومت زاييده گردهمايى سقيفه، ابو بكر مقام خلافت و ابو عبيده امور بيت المال و عمر پست قضاوت و داورى را بر عهده گرفتند[٢] و مناصب ياد شده در شيوه حكومت دارى و دولت، مهمترين و حساسترين منصبها را تشكيل مىدهند. چنين تركيبى در دستگاه دولت و عناصرى كه به حاكميت رسيدند اتفاقى به وجود نيامد و جز با برنامهريزى قبلى چنين قضيهاى عملى نبود.
١١. عمر، هنگام مرگ گفت: اگر ابو عبيده زنده بود او را به جانشينى خود برمىگزيدم[٣]، آيا واقعا شايستگى و لياقت ابو عبيده، عمر را به گفتن اين سخن واداشت، هرگز؛ زيرا عمر به خوبى شايستگى زعامت خلافت را در
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ٦١٨ چاپ مؤسسه اعلمى، سيره عمر، از ابن جوزى ٣٧، كامل ابن اثير ٢/ ٤٢٥.
[٢] . انساب الاشراف ٥/ ١٩.
[٣] . كامل ابن اثير ٢/ ٤٢٠.