پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٣ - كنار زدن امام على عليه السلام از خلافت
على عليه السّلام مىديد، با اين همه نمىخواست در زمان حيات او و پس از مرگش، زمام امور به دست امام على عليه السّلام بيفتد.
١٢. معاويه، ابو بكر و عمر را به سلب خلافت از على عليه السّلام متهم ساخت و گفت: در اين راستا به نقشه و برنامهريزى پرداختهاند چنانكه معاويه در پاسخ نامه محمد بن ابو بكر به اين مطلب تصريح كرده مىنويسد: من و پدرت به خوبى به فضيلت فرزند ابو طالب آگاهى داشتيم و حق او را بر خود لازم مى شمرديم وقتى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم دنيا را وداع گفت، پدرت و فاروق «عمر» نخستين كسانى بودند كه حق على را ربودند و با دستوراتش به مخالفت برخاستند. و در اين راستا با يكديگر تبانى كرده و همدست شدند و سپس او را به بيعت با خود فرا خواندند و حضرت از بيعت با آنان خوددارى و مدتى درنگ كرد، ولى آن دو درصدد قتل وى برآمده و او را به مرگ تهديد كردند.[١]
١٣. امير المؤمنين عليه السّلام (در مورد خلافت ابو بكر) به عمر فرمود: امروز شيرى از سينه خلافت بدوش كه نيمى از آن به تو برسد، پايههاى حكومت وى (ابو بكر) را تحكيم ببخش تا فردا آن را به تو بازگرداند.[٢]
١٤. زهراى مرضيّه عليها السّلام حاكمان به قدرت رسيده را به حزبگرايى سياسى متصف ساخت كه براى چنگ زدن به قدرت و محروم ساختن بنى هاشم از خلافت، در پى نقشه و توطئهاند، آنجا كه فرمود:
«فوسمتم غير ابلكم و اوردتم غير شربكم .... ابتدارا زعمتم خوف الفتنة»؛[٣]
أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ؛
[١] . مروج الذهب مسعودى ٣/ ١٩٩، وقعة صفين از نصر بن مزاحم ١١٩.
[٢] . الامامه و السياسه ٢٩، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٦/ ١١.
[٣] . فقراتى از خطبه حضرت زهرا عليها السّلام در مسجد پيامبر، بحار الانوار ٢٩/ ٢٢٠.