پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩١ - نيرنگ قرآن بر نيزه
ساده لوح شام نيز اين شايعه فريبكارانه را باور كردند.[١]
منقول است: خبر انتشار اين شايعه به امام عليه السّلام رسيد حضرت فرمود: اگر اينگونه باشد بنابراين، حضرت حمزه را نيز ما به شهادت رساندهايم، چون ما او را به احد آورديم!.[٢]
نيرنگ قرآن بر نيزه
جنگ و مبارزه مدتى ادامه يافت و ياران امام عليه السّلام طى اين مدت، صبر و بردبارى و جانفشانى خود را در مسير پيروزى حق، به نمايش گذاشتند. سپس امام عليه السّلام بپاخاست و با ايراد خطابهاى آتشين آنان را به جهاد و پيكار تشويق و ترغيب كرد و فرمود:
مردم! كار شما و دشمنانتان به جايى رسيده كه اكنون ملاحظه كرديد و آنان آخرين نفسهاى خود را مىكشند، زمانى كه امور پيش مىآيد، انتهايش به ابتداى آن پيش بينى مىشود. سپاهيان دشمن بدون پاىبندى به دين و آيينى در برابر شما مقاومت كردند تا اين كه در آستانه پيروزى قرار گرفتيم و من فردا بر آنها يورش برده و در پيشگاه خداى عز و جل آنان را به محاكمه خواهم كشيد.[٣]
اين خبر به معاويه كه آثار شكست در سپاهش پديدار شده بود، رسيد. وى عمرو عاص را خواست و با او در اين زمينه به مشورت پرداخت و به او گفت:
تنها امشب را فرصت داريم، فردا على بر ما يورش برده و كارمان را يكسره خواهد ساخت، نظرت چيست؟
عمرو گفت: ديدگاه من اين است كه نه سپاهيان تو مانند سپاهيان علىاند و
[١] . تاريخ طبرى ٥/ ٦٣٥.
[٢] . عقد الفريد ٤/ ٣٤٣، تذكرة الخواص ٩٠.
[٣] . كتاب سليم بن قيس ١٧٦، كامل ابن اثير ٣/ ٣١٠.