پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٠ - شهادت عمار ياسر
عمّار با همان شجاعت و دلاور مردى كه در كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم صادقانه و مخلصانه جنگيده بود، خود را به قلب سپاه دشمن زد و بدن شريفش آماج نيزهها قرار گرفت و ابو العاديه و ابن جون سكسكى او را با ضربت نيزه از پا درآوردند. نقل شده كه اين دو تن براى بردن سر مطهر عمّار نزد معاويه با يكديگر درگير شدند و عبد اللّه فرزند عمرو عاص كه در آن جمع حاضر بودند به آنان گفت: هريك از شما دوست داريد، سر را برداريد زيرا من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شنيدم به عمار مىفرمود:
«يا عمّار! تقتلك الفئة الباغية»؛[١]
عمار! تو به دست گروه سركش به شهادت خواهى رسيد.
وقتى عمار در آن روز رهسپار ميدان جنگ شد، امام على عليه السّلام مضطرب و پريشان و بىقرار بود و همواره از او سراغ مىگرفت و زمانى كه خبر شهادت عمار به وى رسيد حضرت با غم و اندوه و چشمى اشكبار به سرعت خود را به محل شهادت عمّار رساند. در حقيقت آن بزرگوار ياور راستين و برادر امين خود را از دست داده بود. سپس امام عليه السّلام بر پيكر پاك عمّار نماز گزارد و او را به خاك سپرد.
خبر شهادت عمار ميان دو سپاه منتشر شد و از آنجا كه مردم از موقعيّت برجسته عمّار و سخن تاريخى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم درباره او آگاهى داشتند، ميان صفوف لشكريان معاويه اختلاف به وجود آمد ولى مكر و حيله در كمين هر انسان سادهلوح و نادان هست لذا معاويه با دست زدن به شايعه اعلان كرد قاتل عمار همان كسى است كه وى را براى جنگ به اين ديار آورده و مردم
[١] . وقعة صفين ٣٤٠، تاريخ طبرى ٤/ ٢٧ چاپ مؤسسه أعلمى، عقد الفريد ٤/ ٣٤١.