پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - على در شب هجرت
با همه قبايل از در جنگ و ستيز وارد شود بلكه با گرفتن خونبها از آنان، راضى گردد.
پس از گردهمايى دار الندوه كه آراء و نظرات فراوانى ميان قريش رد و بدل شد، تصميم گرفته شد از هر قبيله جوانى شجاع و دلير مأمور شود تا با شمشيرى برنده رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را در خانهاش به محاصره درآورده و يكباره بر او هجوم ببرند و وى را به شهادت برسانند و در تعيين زمان اجراى اين نقشه، با يكديگر به توافق رسيدند. جبرئيل بر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم نازل و حضرت را از ماجرا اگاه ساخت و به او دستور داد آن شب را در بستر خويش نخوابد و بدو اجازه هجرت داد در اينجا پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلم على را در جريان توطئه دشمن قرار داد و به او فرمان داد تا در استراحتگاه وى در بسترش بخوابد و به وى سفارش كرد پس از هجرت وى، بدهىهايش را بپردازد و امانتهاى مردم را به صاحبان آنها باز گرداند و نيز به او فرمود:
هرگاه امورى را كه به تو محوّل كردم سر و سامان بخشيدى، مهياى هجرت به سوى خدا و رسول باش، و به مجرد رسيدن نامهام به تو، بسمت ما حركت نما.[١]
در اينجا صفحه زرين ديگرى از صفحات عظمت على عليه السّلام در تاريخ مى درخشد زيرا او فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را با روحى سرشار از ايمان و صبر و بردبارى و اطمينان، پذيرا شد و بدين سان كاملترين نوع اطاعت و فرمانبردارى بىچون و چرا در اجراى وظيفه و مسئوليت را براى ما ترسيم نموده، وى آگاهانه تسليم رهبر بود و در راه عقيده و آرمان و مكتب جانفشانى بزرگى انجام داد و تنها در پاسخ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم عرضه داشت:
[١] . فصول المهمه صباغ مالكى ٤٥، بحار الانوار ١٩/ ٥٩- ٦٠.