پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٨ - والده ماجده حضرت
اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم وارد خانه او شد و بالاى سرش نشست و فرمود:
مادر! خداوند تو را در جوار رحمت خويش قرار دهد، تو پس از مادرم در حق من مادرى كردى، خود گرسنه بودى ولى مرا سير كردى، از لباسى برخوردار نبودى ولى مرا لباس مىپوشاندى، خود از غذاى مطبوع و دلپذير استفاده نكردى، ولى آن را به من خوراندى، و اين كار را براى رضاى خدا و پاداش آخرت انجام دادى.
آنگاه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم چشمان مبارك آن بانو را بست و دستور داد پيكرش ٣ بار با آب شسته شود، زمانى كه نوبت به آب كافور رسيد حضرت ظرف آب را با دست مبارك خويش بر بدن وى ريخت و سپس پيراهن خود را خارج و بر بدن فاطمه پوشاند و جسم شريف وى با آن پيراهن كفن شد، پس از آن به اسامة بن زيد غلام خود و ابو ايّوب انصارى و عمر بن خطاب و غلامى سياه دستور داد قبرى براى آن مخدّره حفر نمايند، وقتى به لحد رسيدند، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شخصا لحد وى را حفر و خاك آن را با دست مبارك خود خارج ساخت و وارد قبر او شد و در آن خوابيد و سپس فرمود:
خداست كه زنده مىگرداند و مىميراند، و خود زنده است و هرگز نمىميرد، خدايا! مادرم فاطمه بنت أسد بن هاشم را مورد غفران و بخشش خود قرار ده و اعتقاداتش را بر زبانش جارى ساز و تو را به پيامبرت و پيامبران قبل از خودم سوگند مىدهم قبر را بر او توسعه ببخش، زيرا تو مهربانترين مهربانانى»
و آنگاه به اتفاق عباس (عموى خود) و ابو بكر، پيكر فاطمه بنت أسد را در قبر نهادند.
به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم عرض شد: رفتارى بىسابقه را از شما ملاحظه كرديم! حضرت فرمود:
اينكه ديديد پيراهنم را بر پيكر او پوشاندم بدين جهت بود تا از لباسهاى بهشتى