پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٩ - وقوع درگيرى
خودستايى نيست، تو در حالى كه در حق على ستم روا مىدارى با او خواهى جنگيد؟
زبير پاسخ داد: آرى، به ياد دارم.
روايت شده: زبير از جنگ كناره گرفت و پس از افروخته شدن جنگ در ناحيهاى دور از ميدان نبرد، به قتل رسيد[١]. چنانكه مروان حكم، طلحه را در ميدان جنگ به قتل رساند.[٢]
وقوع درگيرى
امام عليه السّلام تا آخرين لحظه درگرفتن جنگ، اميدوار بود پيمانشكنان را از سركشى خود باز دارد، به همين دليل با وجود لجاجت و پافشارى سران فتنه بر جنگ و درگيرى، آن حضرت اجازه جنگ نداد و به يارانش فرمود:
هيچ يك از شما حق ندارد تيرى به سمت دشمن پرتاب كند و يا با نيزه با آنان بجنگد تا من به شما رخصت دهم و جنگ و كشتار را آنان آغاز كنند.[٣]
سپاه جمل با شليك تير جنگ را آغاز كردند و يك تن از ياران امام عليه السّلام به شهادت رسيد، در پى آن نفر دوم و سوم به فيض شهادت نائل شدند. در اين هنگام،[٤] امام عليه السّلام به سپاه خويش دستور داد بدانها پاسخ دهند و از حق و عدالت دفاع نمايند.
دو سپاه با يكديگر درآويختند و نبردى دهشتزا رخ داد به گونهاى كه سرها بر زمين مىريخت و دستها از بدن جدا مىگشت و دو طرف زخم و جراحات فراوانى برداشتند. امير المؤمنين عليه السّلام كه ناظر عرصه كارزار بود متوجه
[١] . الامامة و السياسة ٩١، مروج الذهب ٢/ ٢٧٠.
[٢] . طبقات كبرى ٣/ ١٥٨، الامامة و السياسة ٩٧.
[٣] . شرح نهج البلاغه ٩/ ١١١.
[٤] . الامامة و السياسة ٩٥.