پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٢ - ج - در جنگ خندق
«اللهم إنك اخذت عبيدة يوم بدر، و حمزه يوم احد و هذا عليّ أخي، و ابن عمّي فلا تذرني فردا و انت خير الوارثين»؛[١]
پروردگارا! عبيده را در روز بدر و حمزه را در احد از من گرفتى، اكنون اين على برادر و پسر عموى من است، تو كه بهترين وارثان هستى، مرا تنها مگذار.
على عليه السّلام به ميدان شتافت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در حق او فرمود:
«برز الإيمان كله، إلى الشرك كلّه»[٢]
اكنون تمام ايمان در برابر تمام شرك قرار گرفت.
على عليه السّلام با دلى سرشار از اطمينان به يارى و حمايت الهى به سمت عمرو روانه شد. عمرو، از رويارويى ناگهانى با على عليه السّلام در نبرد با خود به ترديد افتاد.
امام على عليه السّلام به عمرو فرمود: «تو در دوران جاهليت مىگفتى هركس سه خواسته از من بخواهد آنها را برآورده خواهم ساخت.
گفت: آرى؛
امام عليه السّلام فرمود: «نخست تو را دعوت مىكنم به يگانگى خدا و رسالت محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم گواهى دهى و تسليم پروردگار جهانيان گردى.»
عمرو گفت: از اين خواسته بگذر.
حضرت فرمود: «اگر اين خواسته را بپذيرى به خير و صلاح توست، ولى عمرو پذيرا نشد.
[١] - موسوعة التاريخ الاسلامى: ٢/ ٤٩١ و ٤٩٢ به نقل از شرح نهج البلاغه: ١٩/ ٦١، به مناقب خوارزمى: ١٤٤ سيره حلبى: ٢/ ٣١٨، مراجعه شود.
[٢] . شرح نهج البلاغه ١٩/ ٦١، ينابيع الموده باب ٢٣ به نقل از ابن مسعود. ميلانى آن را در كتاب قادتنا ٢/ ١٠٨ به نقل از دميرى در حياه الحيوان ١/ ٣٤٨ و از فضل بن روز بهان روايت كرده كه اين روايت صحيح است و جز انسان بدانديش و سست ايمان آن را منكر نمىشود ولى نمىتواند دليل بر امامت باشد