پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٦ - محورهاى كارى امام عليه السلام
يا از حل قضاياى ساده و پيچيده بسيارى، در مىماندند به شكلى شايسته و مثبت مداخله مىكرد و آنان را به مسير صحيح رهنمون مىگشت تا امّت را از تباهى بيشتر برهاند. بنابراين، نقش امام عليه السّلام نقش ناظرى الهى بود كه براى جلوگيرى از كژىها، در قضاياى ياد شده مداخله مىنمود.
ازاينرو، مىبينيم وقتى زمامداران از پاسخ به شبهات منكران رسالت، عاجز و ناتوان مىشدند، امام عليه السّلام مداخله مىكرد و در امور نظامى و اقتصادى خليفه را با پند و موعظه راهنمايى مىكرد و در موارد بسيارى آنان را پند داد و در مشكلات قضاوت و داورى، به يارى آنان شتافت.[١]
٢. آن حضرت روند سياست خليفه را، جهت مىداد و با پند و نصيحت، از انحراف بيشتر آن جلوگيرى مىكرد اين شيوه در دوران عثمان بن عفان كه پذيراى راهنمايى و نصيحت نبود، به خوبى آشكار گرديد.
٣. امام عليه السّلام برجستهترين الگوى اسلام و چهره واقعى حكومت و جامعه اسلامى را در محتوا و ظاهر به امّت تقديم و ارائه كرد. اين واقعيت در دوران حكومت خلافت آن بزرگوار به خوبى پديدار گشت و بر همين اساس آن حضرت حكومتى را كه به پذيرش آن تن درنداده بود، ديگر بار پذيرا گشت و در اين راستا نقش رهبرى سياسى و با تدبير و فرمانروايى عادل و نمونه بارز انسانى تربيت يافته مكتب اسلام را، به خوبى ايفا نمود. وى براى دستيابى به هدف رسالت، الگو و سمبلى در خور و شايسته پيروى و در انديشه و عمل و رفتار، از خطا و لغزش و پيرايه، بركنار بود.
٤. حضرت به تربيت و ايجاد مجموعه و تشكّلى از مسلمانان شايسته
[١] . تاريخ يعقوبى ٢/ ١٣٣، ١٤٥.