پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٥ - محورهاى كارى امام عليه السلام
جامعه دوخته بودند و مىكوشيدند ميان صفوف مسلمانان تعصبات قبيلهاى و كينهتوزى را دامن زده و خود را در صفوف دستگاه حاكمه و دولت، جا بزنند به گونهاى كه اگر فرمانروا فردى ضعيف النفس و منحرف بود، در آن دستگاه نفوذ بيشترى مىيافتند.
٥. با بيمارىهاى روحى و روانى كه، گريبانگير سردمداران بود، در برابر امام عليه السّلام فوقالعاده احساس عجز و ناتوانى مىكردند، زيرا حضرت با وجود شريف خود و صدق و راستگويى و جهاد و صراحت لهجه و دلاور مردى و جوانىاش (آنگونه كه در نامه معاويه در پاسخ نامه محمد بن ابى بكر آمده)[١] يكتنه با آنان برابرى مىكرد.
محور دوم: آنگاه كه امام عليه السّلام از طريق محور نخست به هدف خويش دست نيافت، به شيوه ديگرى متوسل شد و مسلمانان را در برابر سقوط كامل، پايدار و مقاوم ساخت و به اندازه كافى به آنها توانايى بخشيد تا در برابر دشوارىهايى كه با روى كار آمدن گروهى نالايق، دچار آن مىگردند و به سبب آنها مردم از راه راست و صحيح، منحرف مىشوند، قادر بر پايدارى و استقامت باشند.
ازاينرو، امام عليه السّلام كوشيد تا رسالت الهى را ميان مردم از حيث فكرى و معنوى و سياسى، ژرفا بخشيده و چهره حقيقى اسلام را از راههاى گوناگونى بدانان ارائه دهد از جمله:
١. امام عليه السّلام در امورى كه زمامداران منحرف قادر بر رويارويى با آن نبوده و
[١] . وقعة صفين: ١١٩.