پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣ - بخش دوم نمايى از شخصيت امام على بن ابى طالب عليه السلام
فرزند ابو طالب، از جامعه رخت بربست.[١]
شعبى مىگويد: نقش على بن ابى طالب در اين امّت بسان مسيح بن مريم ميان بنى اسرائيل بود، گروهى به او عشق و محبت ورزيدند، در محبّتشان دچار كفر شدند و جمعى كينهاش را به دل داشتند و با بغض و كينه او در وادى كفر گرفتار آمدند.[٢]
امام على عليه السّلام سخاوتمندترين انسانها به شمار مىآمد، به سخاوت و بخششى خداپسندانه آراسته بود و هرگز در پاسخ نيازمندى «نه» نگفت.[٣]
آن روز كه با امام عليه السّلام بيعت صورت گرفت، صعصعة بن صوحان به حضرت عرضه داشت: اى امير مؤمنان! به راستى خلافت را زينت بخشيدى و بدان ارج و مقام دادى، نه خلافت تو را زينت داده و بر ارج و مقامت افزوده باشد، خلافت به وجود مقدست نيازمندتر از تو، به خلافت بود.
از ابن شبرمه روايت شده گفت: نمىسزد كسى غير از على بن ابى طالب عليه السّلام[٤] بر فراز منبر بگويد: «سلوني»؛ هرچه مىخواهيد از من بپرسيد.
قعقاع بن زراره كنار مرقد مطهّر امام عليه السّلام ايستاد و عرضه داشت: رضوان الهى بر تو اى امير مؤمنان! به خدا سوگند! زندگىات كليد خير و بركت بود، اگر مردم تو را پذيرا شده بودند از بركات زمينى و آسمانى خدا بهرهمند مىگشتند ولى قدر ناشناس نعمت وجودت بودند و دنيا را ترجيح دادند.[٥]
جورج جرداق مسيحى در كتاب خود «صداى عدالت انسانى» مىنويسد:
على بن ابى طالب از جمله افراد بىنظير و نادرى است كه اگر خواهان
[١] . همان.
[٢] . عقد الفريد ٢/ ٢١٦.
[٣] . شرح نهج البلاغه ١/ ٧.
[٤] . ائمتنا ١/ ٩٤، به نقل از اعيان الشيعه ٣ و بخش ١ ص ١٠٣.
[٥] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٢١٣.