پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٨ - درگيرى پس از آتشبس
معاويه تنها جنگ و تلاش جهت از ميان برداشتن امام عليه السّلام و سپاهيان وى به هر وسيله ممكن بود، ولى با اين همه، امام عليه السّلام پس از آنكه خود و سپاهيانش در ساحل فرات استقرار يافتند آتشبس و آرامشى موقّت در منطقه حاكم شد و حضرت به تلاش صلحآميز ديگرى اميدوار بود، به همين دليل طى مدت آتش بس، بشير بن محصن انصارى و سعيد بن قيس همدانى و شبث بن ربعى تميمى را به نمايندگى از سوى خود نزد معاويه فرستاد و بدانان فرمود: «نزد اين مرد- يعنى معاويه- برويد و او را به خدا و اطاعت او و پيوستن به جمع مسلمانان فرا خوانيد.» ولى معاويه جز شمشير و جنگ پاسخى نداد و به فرستادگان امام عليه السّلام گفت: از نزدم بيرون رويد، ميان من و شما چيزى جز شمشير حاكم نخواهد بود.[١]
درگيرى پس از آتشبس
ميان دو سپاه جنگ و گريزهايى به وجود آمد ولى هنوز آتش جنگ شعلهور نشده بود كه گروهى از دو طرف به ميدان آمده و با يكديگر به نبرد پرداختند و به مجرّد حلول ماه محرم سال ٣٧ هجرى ميان طرفين پيماننامه صلحى برقرار شد، امام عليه السّلام با انعقاد اين پيماننامه كوشيد تا به صلح و آرامشى دست يابد. ازاينرو، پيشنهاداتى كه امام عليه السّلام ارائه داد، دعوت به صلح و آرامش و وحدت و يكپارچگى و جلوگيرى از خونريزى، ولى پيشنهادات معاويه و مردم شام، نپذيرفتن بيعت امام عليه السّلام و خونخواهى عثمان بن عفّان بود.[٢]
آتشبس، يك ماه به طول انجاميد، با پايان پذيرفتن برهه درگيرىها، دو طرف خسته شدند، امام عليه السّلام به سپاهيان خود دستور بسيج عمومى داد، معاويه
[١] . تاريخ طبرى ٣/ ٥٦٩، كامل ابن اثير ٣/ ٢٨٤.
[٢] . وقعة صفين ١٩٥، تاريخ طبرى ٣/ ٥٧٠.