پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣٤ - فلسفه و اصول حكومت اسلامى
پسنديده و ناپسند را آشكار مىسازد.
حضرت با تشريح اين كه حكومت، كالايى ناپايدار و زودگذر است و نبايد بدان مغرور شد مىفرمايد: «الدولة كما تقبل تدبر»؛ دولت، همانگونه كه رو مىآورد، از دست مىرود سپس فرمود: حكومت نمونه، حكومتى است كه ارزشى بوده و سزاوار زمينهسازى و برنامهريزى باشد.
خطوط اصلى نظام حكومت اسلامى و مسئوليتهاى مهم دولت نمونه عبارتند از:
١. آگاهى دادن به مردم؛
٢. ايجاد عدل و داد؛
٣. حمايت و پشتيبانى از دين؛
٤. اقامه و اجراى حدود؛
٥. تربيت جامعه؛
٦. كوشش در پند و اندرز و ابلاغ؛
٧. توان مالى لازم، و بهبود وضع زندگى مردم؛
٨. دفاع از استقلال و كرامت امّت؛
٩. امنيّت كامل داخلى؛
١٠. كمك به محرومان؛
١١. يارى دردمندان؛
١٢. توجه به عمران و آبادى؛
زمامدار نمونه بايد از برخى صفات كه مهمترين عوامل پايدارى حكومت اوست، برخوردار باشد از جمله:
١. تسليم حق بودن؛
٢. درك و شناخت امور؛
٣. بيان روشن و شفاف؛