پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٩ - گفتوگوى ابن عباس و عمر
صورت پذيرفت و كانديدا ساختن عبد الرحمان و سعد به جهت گشودن جبهه سياسى جديدى براى رقابت با امام عليه السّلام عملى گشت زيرا اين افراد از تيره بنى زهره بوده و با بنى اميه خويشى داشتند و بديهى بود كه اگر عثمان با امام عليه السّلام به رقابت مىپرداخت، اين افراد به عثمان تمايل نشان مىدادند.
٧. عمر فرمان داد در صورتى كه اعضاى شورا به توافقى دست نيافته و يا مخالفتى سر زد و بر آن پافشارى كردند، آنها را از دم تيغ بگذرانند چگونه مىتوان بين سخن عمرو بين اين گفتهاش كه: رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در حال خشنودى از اين صحابه رحلت فرمود، جمع كرد؟ آيا مخالفت با نظريه عمر، موجب كشتن صحابه مىشود؟[١]
گفتوگوى ابن عباس و عمر
نقل شده: ميان عمر و ابن عباس در مورد خلافت، گفتوگويى رخ داد.
عمر به ابن عباس گفت: به خدا سوگند! پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم پسر عمويت (على) از همه مردم به خلافت سزاوارتر است، ولى ما به دو دليل از او بيمناكيم.
ابن عباس گفت: امير المؤمنين! آن دو مورد چيست؟
عمر گفت: يكى جوانى او و ديگرى علاقه وى به خاندان عبد المطلب. در يكى از مجالس عمر بن خطاب كه عدهاى از جمله عبد الله بن عباس حضور داشتند، عمر به ابن عباس گفت: ابن عباس! آيا مىدانى چرا قريش شما را از خلافت كنار نهاد؟
ابن عباس گفت: خير.
عمر گفت: ولى من مىدانم.
[١] . تاريخ طبرى ٣/ ٢٩٣ چاپ مؤسسه اعلمى