پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٠ - گفتوگوى ابن عباس و عمر
ابن عباس گفت: به چه دليل؟
عمر گفت: براى اينكه قريش ناراضى بود نبوت و خلافت هردو در دست شما باشد و بدين وسيله در حق مردم جفا روا داريد. ازاينرو، در كار خود انديشيد و فردى را كه خود مىخواست برگزيد و در اين راستا به موفقيت دست يافت.
ابن عباس پاسخ داد: اگر در اين زمينه سخنى بگويم آيا امير المؤمنين از من خشمگين نمىشود؟ عمر او را امان داد و گفت هرچه مىخواهى بگو.
ابن عباس گفت: اينكه شما مىگويى قريش كراهت داشته و ناراضى بوده. (بدانكه) خداى متعال در مورد افراد ناراضى فرموده است: «اين بدان جهت است كه از آنچه خداوند نازل كرده كراهت داشتند. ازاينرو، خداى سبحان اعمالشان را نابود ساخت.[١]»
ولى شما عنوان كردى كه ما جفا روا مىداشتيم. (بدان) اگر ما به وسيله خلافت، اهل جفا و ستم بوديم، در مورد خويشاوندى به پيامبر كه (به مراتب مهمتر بود) جفا و ستم روا مىداشتيم، ولى (آگاه باش) ما مردمى هستيم كه اخلاقمان از خلق نكوى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم است كه خداوند دربارهاش فرمود:
تو (پيامبر) از اخلاق بسيار پسنديدهاى برخوردارى.[٢] و نيز فرمود: با مؤمنان فروتنى كن[٣].
اما گفتى: قريش، فردى را كه خود مىخواستند برگزيدند .. (توجه داشته باش) خداى متعال فرمود: پروردگار تو هرچه را بخواهد مىآفريند و آنان حق اختيار ندارند.[٤]
[١] . محمد/ ٩.
[٢] . قلم/ ٤.
[٣] . شعراء آيه ٢١٥.
[٤] . قصص/ ٦٨.