پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٣ - جوانمردى
و بدانها فرمود:
من خوش ندارم شما ياران، اهل دشنام دادن باشيد ولى اگر عملكرد دشمنان را ياد آور شويد و كارهاى ناشايست آنان را برشمرديد، به حقيقت و راستى نزديكتر و عذرتان پذيرفتهتر خواهد بود، شما به جاى دشنام به آنها بگوييد: پروردگارا! خون ما و آنها را حفظ كن! بين ما و آنان را اصلاح نما! و آنها را از ورطه گمراهى، به راه راست هدايت فرما: تا آن دسته كه جاهلاند، حق را بشناسند و كسانى كه با حق سر ستيز دارند، از اين كار دست بردارند و باز گردند.[١]
جوانمردى
در طول تاريخ نمىتوان براى جوانمردى و گذشت امام عليه السّلام نظيرى سراغ داشت نمونههاى جوانمردى در زندگى وى قابل شمارش نيست. از آن جمله:
به سربازان خود فرمان داد: مبادا در ميدان جنگ- از سر خشم و ناراحتى- دشمنى فرارى را به قتل برسانند و نيز آنان را از برگرفتن لباس و پوشاك افراد منع كرد و اجازه نداد مالى را به ناحق از كسى بستانند و آنگاه كه بر سر سختترين دشمنان خود كه براى نابودىاش دقيقه شمارى مىكردند، پيروز شد، آنها را مورد عفو قرار داد و در حقشان نيكى و احسان نمود و به يارانش اجازه تعقيب و آزار و اذيت آنان را نداد در صورتى كه يارانش بر آن كار قدرت كافى داشتند.[٢]
[١] . نهج البلاغه چاپ صحبى صالح ٣٢٣، خطبه ٢٠٦.
[٢] . البداية و النهاية ٧/ ٢٧٦.