پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤١ - زهد
نشان نداد. به همين سبب با فرزندان خود در خانهاى محقّر و كوچك به سر مىبرد، خانهاى كه خلافت بدان روى آورد- نه سلطنت- نان جوينى را كه على تناول مىكرد همسرش به دست خود آرد آن را آسيا كرده بود، در صورتى كه كارگزارانش، از بهترين نعمتهاى شام و بركات مصر و عراق بهرهمند بودند و بسيار اتفاق مىافتاد كه خود به جاى همسر كار آسيا كردن جو را بر عهده مىگرفت، در حالى كه او امير مؤمنان و رئيس حكومت بود، وى از نان جوينى خشك استفاده مىكرد كه آن را با كمك زانو مىشكست و در سرماى شديد، از پوشاكى كه رنج سرما را از او بزدايد بىبهره بود، بلكه به همان لباس نازك تابستانى اكتفا مىكرد و با اين عمل عالىترين مرتبه پاكى و صفاى روح را به منصّه ظهور گذاشت.
هارون بن عنتره از پدر خود روايت كرده مىگويد: در فصل زمستان در منطقه «خورنق» به ملاقات على عليه السّلام رفتم، بر دوش خود قطيفه كهنهاى انداخته بود كه بدنش را از سرما حفظ نمىكرد. عرض كردم: اى امير مؤمنان! خداوند در بيت المال براى شما و اهل بيتتان سهمى قرار داده ولى با خود چنين مىكنى؟ فرمود:
به خدا سوگند! من از اموال شما چيزى برنمىگيرم و اين همان قطيفهاى است كه از مدينه با خود آوردهام.
مردى براى حضرت عليه السّلام خوراكى خوشمزه و شيرين به نام «پالوده» آورد، امام به آن خوراك نگريست و از آن تناول نكرد و فرمود: «به خدا سوگند! تو غذايى خوشبو و خوشرنگ و طعمى دلانگيز دارى، ولى من دوست ندارم نفسم را به چيزى عادت دهم كه بدان عادت ندارد.»
به جانم سوگند! اينگونه بىرغبتى على به دنيا در حقيقت مفهومى از