پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧١ - كنار زدن امام على عليه السلام از خلافت
اينكه قبيله پيامبر به شمار نمىآيند، از عرصه رقابت سياسى دور سازند.
٥. در رعايت ترتيب بيعت، نخست از انصار بيعت گرفتند. زيرا اگر ابتداء با خليفه جديد بيعت كرده بودند، بيعت آنان از كمترين ارزش واقعى برخوردار نبود و امام على عليه السّلام بعدها مىتوانست بر ضد قريش اقامه دليل نمايد. و اگر انصار از امام عليه السّلام هوادارى مىكردند هيچ كس توان رقابت با آن حضرت را نداشت.
اين واقعيت را مىتوان از نحوه بيعت گرفتن آنان پس از بيرون آمدن از سقيفه، به خوبى دريافت. وقتى مردم در مسجد گرد آمدند، عمر بر آنها بانگ زد و گفت: چرا گروه گروه دور هم نشستهايد؟! بپا خيزيد و با ابو بكر بيعت كنيد، انصار با او بيعت كردهاند. ازاينرو، عثمان و امويان همراه وى و سعد و عبد الرحمان و بنى زهره بپا خاستند و با ابو بكر دست بيعت دادند.
٦. عدهاى كه از خارج شهر مدينه براى پشتيبانى و حمايت از طرف مخالف بنى هاشم، از قبل مهيا شده بودند وارد شهر شدند و سخن عمر كه گفت: به مجرد اينكه چشمم به قبيله «اسلم» افتاد به پيروزى يقين حاصل نمودم، بيانگر همين معناست.[١]
٧. كوشيدند تا بر امورى كه فريبكارانه انجام پذيرفته بود، سرپوش نهند و هركس كه با آنها به مخالفت برخيزد او را به آشوبگرى و فتنهانگيزى ميان مسلمانان، متهم سازند و اين واقعيت، طى رخدادهاى پياپى بعدى روشن شد كه اگر كسى از بيعت خوددارى كرده و با اصول تعيين شده در سقيفه به
[١] . به طبقات ابن سعد ٣/ ق ١٤٥٢، انساب الاشراف ١/ ٥٨٩، عقد الفريد ٤/ ٣٤٧، السقيفه و الخلافه از عبد الفتاح عبد المقصود ١٣، السقفيه انقلاب ابيض ماجراى ترور خالد بن سعيد بن عاص، و ابن عساكر در حالات سعد بن عباده و كنز العمال ٣/ ١٣٤ مراجعه شود.