پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٩ - اعتراض به خلافت سقيفه
اين جمع برگزيده در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم حضور يافتند و خزيمه بن ثابت، از جمله اصحاب جليل القدر پيامبر از آن ميان بپاخاست و گفت: مردم! آيا بياد نداريد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم گواهى مرا به تنهايى پذيرفت و نيازى به گواهى ديگرى در كنار من نديد، گفتند: آنچه مىگويى صحيح است. وى اظهار داشت: پس من گواهى مىدهم كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم شنيدم كه مىفرمود: «اهل بيتم حق و باطل را از يكديگر جدا مىكنند، آنان پيشوايانى هستند كه مردم بايد از آنان پيروى كنند»؛ من آنچه را مىدانستم گفتم و جز اين وظيفهاى ندارم شما خود دانيد.
عمار ياسر نيز لب به اعتراض گشود و اظهار داشت: اى قريش و اى مسلمانان! اگر مىدانيد كه چه بهتر! و اگر آگاهى نداريد، بدانيد كه اهل بيت پيامبرتان به آن حضرت سزاوارتر و به ميراث او شايستهتر و به امور دين و مؤمنان آشناتر و نسبت به ملت و امتش خيرخواهتر از ديگرانند، بنابراين، از پيشواى خود اطاعت كنيد، تا قبل از گرفتارى در بند گمراهى و ضعف و زبونى و تفرقه و پراكندگى و دست به گريبان شدن با فتنه و آشوب، حق را به اهلش برگردانيد.
آنگاه سهل بن حنيف بپاخاست و اظهار داشت: اى قريشيان! گواهى مىدهم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را در مسجد ديدم دست على بن ابى طالب را گرفته بود و مىفرمود:
مردم! اين شخص، علي است كه پس از من پيشواى شماست و در زمان حيات و پس از رحلتم وصى من است، او ديون مرا ادا، و به وعدههايم وفا مىكند، وى نخستين كسى است كه در كنار حوضم با من ديدار خواهد كرد، خوش به حال كسى كه از او پيروى نمايد و واى بر آن كس كه از فرمان او سرپيچى كند و تنهايش بنهد.