پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٩ - مخالفان سقيفه
اشاره كرد: نخست: جناح انصار؛ كه به ايجاد تشكل اسلامى پرداخته و از موقعيت اجتماعى بزرگى برخوردار بودند و در عرصه نامزدى و انتخاب مىبايست روى آنها حساب كرد. اين گروه با خليفه و دو همراه وى در سقيفه بنى ساعده به نزاع پرداختند و ميان آنها كشمكش به وجود آمد كه قضيه به سود قريش تمام شد.
بدينسان، ابو بكر و هوادارانش در برابر انصار از دو جنبه سود بردند:
١. ريشهدار بودن انديشه وراثت دينى در ذهن عربها كه بر همين اساس ابو بكر اظهار داشت: قريش خويشاوندان پيامبر و از همه مسلمانان به او نزديكتر و به جانشينى و حكومت آن حضرت شايستهترند.
٢. شكافى كه در صفوف انصار به وجود آمد و عدهاى در مقام تأييد ابو بكر برآمدند و جمعى با او مخالفت كردند، نتيجه گرايشهاى قبيلهاى آنان و يا حسدورزى بعضى نسبت به برخى ديگر تلقى مىشد و تمايل داشتند خود را به دربار هيئت حاكمه جديد نزديك و به پست و مقامى دست يابند، چنانكه اين پديده به روشنى در سخنان اسيد بن حضير در سقيفه هويدا شد، آنجا كه گفت:
حتى اگر براى يكبار سعد را به امارت برگزينيد، خزرجيان همواره بدين كار بر شما برترى مىجويند و هرگز سهمى براى شما منظور نخواهند كرد.
بنابراين بپا خيزيد و با ابو بكر بيعت كنيد[١].
در حقيقت گردهمايى سقيفه از دو ناحيه، ابو بكر را به قدرت رساند:
١. به ضعف كشاندن نقش پايگاه مردمى امام على عليه السّلام؛ زيرا انصار با كارى
[١] . كامل ابن اثير ٢/ ٣٣١.