پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٦ - امام على عليه السلام و پيچيدگىهاى سقيفه
سخت و دشوار مىنمود:
١. يا مىبايست مانند ساير مسلمانان بدون هيچ مانعى با ابو بكر بيعت كند، بلكه با اين كار از وجود خويش و منافع شخصى و مصالح آيندهاش حفاظت كند و در دستگاه حكومتى جاه و مقامى بيابد و از تكريم و احترام برخوردار باشد و چنين چيزى براى حضرتش ممكن نبود زيرا معناى امضاى بيعت و ولايت ابو بكر، مخالفت با دستورات رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم تلقى مىشد و براى هميشه به انحراف ولايت و امامت، از مسير اصلى و معناى حقيقى خود مىانجاميد و تلاشها و فداكارىهايى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم و امام على عليه السّلام در جهت تحكيم اركان اسلام و پايههاى خلافت قانونى مبذول داشته بودند، از ميان مىرفت و در نتيجه، مجموعه نظام اسلامى به انحراف كشيده مىشد.
٢. و يا بسان فردى كه خار در چشم و استخوان در گلو دارد، سكوت اختيار كند و بكوشد تا براى حفظ نظام اسلامى و مسلمانان راهى معتدل بپيمايد تا بازدهى و آثار و نتايج آن با تأخير انجام پذيرد.
٣. يا اينكه امام عليه السّلام بر ضد خلافت ابو بكر، به جنبشى مسلحانه دست بزند و مردم را به سوى خود فرا خواند، اما چنين جنبشى چه نتيجهاى مىتوانست در بر داشته باشد؟ اينك ما در صدديم در پرتو شرايط تاريخى مربوط به آن لحظات دشوار، اين موضوع را روشن نماييم.
معمولا حاكمان و فرمانروايان با اندك مخالفتى كه در برابر خود احساس كنند، از قدرت كنار نمىروند و با آشنايى كه از اين خلفا داريم شديدا در پى دستيابى به خلافت بودند و معناى اين كار اين بود كه اينان از حكومت جديدشان به دفاع برخواهند خاست. در چنين موقعيتى فوقالعاده، با عقل و منطق سازگار بود كه سعد بن عباده براى اعلان جنگى ديگر جهت دستيابى