پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٨ - امام على عليه السلام و پيچيدگىهاى سقيفه
فرمانرواى بىچون و چراى آن سامان به شمار مىآمد.
با بررسى اوضاع و شرايط تاريخى آن زمان[١]، ملاحظه مىكنيم وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم دنيا را وداع گفت و خبر رحلت آن بزرگوار به مكه رسيد، عتاب بن اسيد بن ابو العاص بن اميّه كه از ناحيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمانرواى آن ديار بود متوارى و مخفى شد و اوضاع شهر متزلزل شد و مردمش در آستانه ارتداد قرار گرفتند. هرچند دلايل برگشتن آنها از دين قانعكننده نيست و آن گونه كه برخى پژوهشگران قائلند دليل اين واپسگرايى دينى اين نبود كه آنان پيروزى خويش را در پيروزى ابو بكر و پيروزى بر مردم مدينه بپندارد، زيرا خلافت ابو بكر در همان روز رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم سروسامان يافت، و به گمان قوى خبر مربوط به خلافت، همزمان با خبر وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم به مردم مكه رسيد بلكه سبب اين ماجرا اين بود كه: عتاب بن اسيد در انتظار اتخاذ موضع سياسى خاندان خويش بود، به همين دليل متوارى و مخفى شد و بدين وسيله اوضاع را آشفته ساخت تا دريابد چنانچه خشم ابو سفيان فرو نشسته و از اوضاع راضى است و با حاكمان به نتايجى رسيده كه به سود خاندان اموى باشد يك بار ديگر در انظار مردم ظاهر شود و امور را به مسير اصلى خود بازگرداند.[٢]
بنابراين، در آن برهه، بين شخصيتهاى اموى ارتباطات سياسى كاملا برقرار و اين معنا بيانگر قدرتى بود كه خود را در آن سوى گفتههاى ابو سفيان
[١] . كامل ابن اثير ٣/ ١٢٣، خبر وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم زمانى كه فرمانروايى مكه را عتاب بن اسيد بن ابو العاص بن اميه عهدهدار بود، بدانجا رسد.
[٢] . تاريخ طبرى ٢/ ٤٤٩ وقتى خليفه اول معاويه پسر ابو سفيان را به فرمانروايى رساند، جوش و خروش ابو سفيان فرو نشست و گفت ابو بكر حق خويشاوندىاش را ادا كرد خداوند ارتباط خويشاوندى ابو بكر را قطع نكند.