پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٩ - امام على عليه السلام و پيچيدگىهاى سقيفه
پنهان كرده بود، زيرا وقتى ابو سفيان بر ابو بكر و هوادارانش خشمگين شد گفت: دود فتنهاى را مشاهده مىكنم كه جز خون چيزى آن را فرو نمىنشاند و در مورد على عليه السّلام و عباس عموى وى گفت: سوگند به آنكه جانم در دست اوست، از آن دو پشتيبانى خواهم كرد.[١]
امويان در ايجاد بلوا و شورش و كودتا كاملا آمادگى داشتند و زمانى كه از على عليه السّلام خواستند رهبرى مخالفان را بر عهده گيرد حضرت به روشنى اين معنا را دريافت و به خوبى مىدانست كه به حمايت و پشتيبانى آنان نمىتوان اطمينان كرد بلكه قصد دارند از طريق آن حضرت به اهداف خود دست يابند.
ازاينرو، امام عليه السّلام درخواست آنها را نپذيرفت و انتظار مىرفت در شرائط و اوضاعى كه نظارهگر دشمنى و خصومت احزاب بودند، سر از اطاعت برتابند و از سويى در جهت حفظ مصالح خود، به قدرت زمامداران حاكم نيز مطمئن نبودند و معناى پراكندگى و جدايى آنان همين بود كه از دين برگردند و مكه از مدينه جدا شود.
بنابراين، در آن شرايط، نهضت علوى اعلان مخالفتى خونين به شمار مى آمد كه در پى آن قطعا مخالفتهاى خونبار ديگرى با انگيزههاى مختلف صورت مىپذيرفت و زمينه براى فرصتطلبى آشوبگران و منافقان فراهم مىگشت.
آن شرايط رنجبار، به على عليه السّلام اجازه نمىداد به تنهايى روياروى قدرت حاكم بايستد بلكه جناحها با اهداف و انگيزههاى گوناگونى با يكديگر درگير مىشدند و نظام اسلامى در همان لحظاتى كه بايد مسلمانان پيرامون رهبرى
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ٤٤٩.