گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٢ - د - شاعرى
ب- جنون
قرآن
«و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است! به يقين، تو مجنونى».[١]
«و مىگفتند: آيا ما براى شاعرى مجنون، دست از خدايانمان برداريم؟!».[٢]
حديث
١٠٠. تفسير القمّى- به نقل از ابو مهاجر، امام باقر عليه السلام در باره آيه «ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ؛ پس، از او روى برتافتند و گفتند: تعليميافتهاى ديوانه است» فرمود-: اين را زمانى مىگفتند كه بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شد و به ايشان حالت غش دست داد. آنها گفتند: او مجنون است».[٣]
ج- كِهانت[٤]
«پس اندرز ده كه تو به لطف پروردگارت، نه كاهنى و نه ديوانه».[٥]
د- شاعرى
«بلكه گفتند: «خوابهاى شوريده است؛ [نه،] بلكه آن را بر بافته؛ بلكه او شاعر است. پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد، بايد براى ما نشانهاى بياورد».[٦]
[١]. حجر: آيه ٦:« قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ».
[٢]. صافّات: آيه ٣٦:« وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ».
[٣].
قالوا ذلِكَ لَمّا نَزَلَ الوَحيُ عَلى رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وأخَذَهُ الغَشيُ، فَقالوا: هُوَ مَجنونٌ ( تفسير القمّى: ج ٢ ص ٢٩٠، بصائر الدرجات: ص ٢٢١ ح ٥).[٤]. كهانت: فالگويى؛ پيشگويى.
[٥]. طور: آيه ٢٩:« فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ».
[٦]. انبيا: آيه ٥:« بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ». و نيز، ر. ك: صافّات: آيه ٣٦.