گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧ - د - تقسيم شده ميان خدا و بنده
ج- نداشتن جاىگزين
٢٤١. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: امّ القرآن، جاىگُزين غيرِ خود مىشود؛ امّا غير آن، جاىگزين آن نمىشود.[١]
٢٤٢. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر نمازى كه در آن امّ الكتابْ خوانده نشود، ناقص[٢] است.[٣]
د- تقسيم شده ميان خدا و بنده
٢٤٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند، بر من منّت نهاد و فرمود: «من، فاتحة الكتاب را به تو عطا كردم كه گنجى از گنجهاى عرش من است. سپس آن را ميان خودم و تو، به دو نيم، قسمت كردم».[٤]
٢٤٤. مجمع البيان- به نقل از ابَىّ بن كعب-: فاتحة الكتاب را براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خواندم.
فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، خداوند، نظير آن را نه در تورات نازل كرده است، نه در انجيل، نه در زبور و نه در قرآن. آن، امّ الكتاب و سَبْع مَثانى است.
آن، ميان خدا و بندهاش، قسمت شده است، و آنچه بندهاش [در اين سوره از خدا] بخواهد، به او داده مىشود».[٥]
[١].
امُّ القُرآنِ عِوَضٌ مِن غَيرِها، ولَيسَ غَيرَها مِنها عِوَضٌ ( المستدرك على الصحيحين: ج ١ ص ٣٦٣ ح ٨٦٧، سنن الدارقطنى: ج ١ ص ٣٢٢ ح ٢٠).[٢]. واژه« خِداج»- كه در متن عربى حديث آمده- به معناى بچّه ناقص الخلقه يا نارس است و همچنين به معناى پيش از موعد به دنيا آمده.
[٣].
كُلُّ صَلاةٍ لا يُقرَأُ فيها بِامِّ الكِتابِ فَهِيَ خِداجٌ ( المجازات النبويّة: ص ١١١ ح ٧٩، بحار الأنوار: ج ٨٥ ص ١١ ح ٢).[٤].
إنَّ اللَّهَ أعطاني فيما مَنَّ بِهِ عَلَيَّ: إنّي أعطَيتُكَ فاتِحَةَ الكِتابِ وهُوَ كَنزٌ مِن كُنوزِ عَرشي، ثُمَّ قَسَمتُها بَيني وبَينَكَ نِصفَينِ ( شعب الإيمان: ج ٢ ص ٤٤٨ ح ٢٣٦٣، فضائل القرآن، ابن الضريس: ص ٧٩ ح ١٤٤).[٥].
قَرَأتُ عَلى رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فاتِحَةَ الكِتابِ، فَقالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ، ما أنزَلَ اللَّهُ فِي التَّوراةِ ولا فِي الإِنجيلِ ولا فِي الزَّبورِ ولا فِي القُرآنِ مِثلَها، هِيَ امُّ الكِتابِ، وهِيَ السَّبعُ المَثاني، وهِيَ مَقسومَةٌ بَينَ اللَّهِ وبَينَ عَبدِهِ، ولِعَبدِهِ ما سَأَلَ ( مجمع البيان: ج ١ ص ٨٨، جامع الأخبار: ص ١٢١ ح ٢٢٤).