گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - ٢ - ٣ قرآن، تاريخ و فلسفه تاريخ
امير بيان نيز جاذبه عمومى را از گواهان آفرينش معرفى مىكند:
فَمِن شواهدِ خَلقهِ خَلقُ السَّماواتِ مُوَطَّداتٍ بِلا عَمَدٍ، قائماتٍ بِلا سندٍ.[١]
در اشاره به حركت زمين:
«وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ.[٢]
و كوهها را مىبينى و مىپندارى كه بىحركت اند، حال آن كه ابرآسا در حركت اند.
اين، صنع خدايى است كه هر چيزى را دركمال استوارى پديد آورده است. در حقيقت، او به آنچه انجام مىدهيد آگاه است».
«وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ؛[٣] و در زمين، كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند».
و يا در اشاره به زوجيت مخلوقات:
«وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.[٤]
و از هر چيزى، دو جفت آفريديم، شايد كه يادآور شويد».
مولاى متقيان، امير مؤمنان عليه السلام در معناى اين آيه آوردهاند كه خداوند چيزهاى دور و متباين را فراهم آورد و ميان نزديكها جدايى افكند تا با جدايى افكندن ميان آنها، به سوى جدا كنندهشان، رهنمون شود و با فراهم آوردن آنها نيز بر فراهم آورندهشان.[٥]
٢- ٣. قرآن، تاريخ و فلسفه تاريخ
در آثار سنّتى مربوط به وجوه اعجاز قرآن، نمونههايى چند از مَلاحم به عنوان اعجاز قرآن در غيبگويى، نامبردار و برجسته مىشوند كه نمونه آن، خبر پيروزى روميان و
[١]. ر. ك: ص ١٧٦ ح ٨٠.
[٢]. نمل: آيه ٨٨.
[٣]. نحل: آيه ١٥.
[٤]. ذاريات: آيه ٤٩.
[٥]. ر. ك: ص ١٧٥ ح ٧٩.