گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩ - ٥/ ٥ ابن دحداح و قرض دادن بهترين بوستانش در راه خدا
از آنچه دوست داريد، انفاق كنيد»[١] نازل شد، زيد بن حارثه، اسبى را كه مورد علاقهاش بود، آورد و گفت: اى پيامبر خدا! اين، در راه خدا باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را در اختيار اسامة پسر زيد قرار داد. گويى زيد [گمان برد كه پيامبر صدقهاش را نپذيرفته و از اين رو آن را به پسرش بازگردانده است، پس] دلگير شد. پيامبر صلى الله عليه و آله چون احساس او را فهميد، فرمود: «بدان كه خدا، آن را [از تو] پذيرفت».[٢]
٥/ ٥ ابن دَحداح و قرض دادن بهترين بوستانش در راه خدا
١٧٤. المعجم الأوسط- به نقل از عمر بن خطّاب-: چون آيه: «كيست كه به خدا قرضى نيكو دهد؟»[٣] نازل شد، ابن دَحداح گفت: اى پيامبر خدا! آيا پروردگار ما، از ما تقاضاى قرض مىكند؟
فرمود: «آرى».
ابن دَحداح گفت: من، دو بوستان دارم: يكى در [منطقه] عاليه [بالا دست] و ديگرى در سافله [پايين دست]. آن را كه بهتر است، به پروردگارم قرض دادم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «من هم آن را براى يتيمى قرار دادم كه تحت سرپرستى شماست».
سپس فرمود: «چه بسيار خرمابُنانى كه در بهشت، در اختيار ابن دَحداح است!».[٤]
[١]. آل عمران: آيه ٩٢.
[٢].
إنَّها حينَ نَزَلَت:« لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» جاءَ زَيدُ بنُ حارِثَةَ بِفَرَسٍ لَهُ كانَ يُحِبُّها، فَقالَ: يا رَسولَ اللَّهِ، هذِهِ في سَبيلِ اللَّهِ. فَحَمَلَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله عَلَيها اسامَةَ بنَ زَيدٍ، فَكَأَنَّ زَيداً وَجَدَ في نَفسِهِ، فَلَمّا رَأى ذلِكَ مِنهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله قالَ: أما إنَّ اللَّهَ قَد قَبِلَها ( تفسير الطبرى: ج ٣ جزء ٣ ص ٣٤٨، تفسير عبد الرزّاق: ج ١ ص ٤٠١ ح ٤٢٨).[٣]. بقر: آيه ٢٤٥.
[٤].
لَمّا نَزَلَت« مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» قالَ ابنُ الدَّحداحِ: أيَستَقرِضُنا رَبُّنا- يا رَسولَ اللَّهِ- مِن أموالِنا؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله: نَعَم. قالَ: فَإِنَّ لي حائِطَينِ، أحَدُهُما بِالعالِيَةِ وَالآخَرُ بِالسّافِلَةِ، فَقَد أقرَضتُ خَيرَهُما رَبّي. فَقالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: هُوَ لِليَتيمِ الَّذي عِندَكُم. ثُمَّ قالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: رُبَّ عَذقٍ لِابنِ الدَّحداحِ فِي الجَنَّةِ مُذَلَّلٍ! ( المعجم الأوسط: ج ٢ ص ٢٤٣ ح ١٨٦٦، تفسير الطبرى: ج ٢ جزء ٢ ص ٥٩٣).