گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢١ - ١/ ٦ نمونههايى از تفسير باطنى
١/ ٥ معناى ظاهر و باطن قرآن
٤٢٩. بصائر الدرجات- به نقل از فضيل بن يسار-: از امام باقر عليه السلام در باره اين روايت كه: «هيچ آيهاى از قرآن نيست، مگر آن كه ظاهرى دارد و باطنى» پرسيدم.
فرمود: «ظاهرش همان تنزيل آن است، و باطنش، تأويل آن، كه چيزهايى از آن قبلًا تحقّق يافته است و چيزهايى از آن، هنوز تحقّق نيافته است، [هميشه] جارى است همان گونه كه خورشيد و ماه جريان دارند. هر گاه تأويل چيزى از آن فرا رسد، براى مردگان، چنان خواهد بود كه براى زندگان است. خداوند فرموده است: «و تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش، كسى نمىداند»[١]. ما آن را مىدانيم».[٢]
٤٣٠. معانى الأخبار- به نقل از حمران بن اعيَن-: از امام باقر عليه السلام در باره ظاهر و باطن قرآن پرسيدم. فرمود: «ظاهرِ آن، كسانى هستند كه [آيات] قرآن در باره آنها نازل شده است و باطنِ آن، كسانى هستند كه مانند آنها عمل كردهاند، و آنچه در باره آن كسان نازل شده، در باره اينان نيز جارى است».[٣]
١/ ٦ نمونههايى از تفسير باطنى
٤٣١. مجمع البيان- به نقل از عبد اللَّه بن عمر-: پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن خدا: «بزرگوار است آن كه به
[١]. آل عمران: آيه ٧.
[٢].
سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن هذِهِ الرِّوايَةِ:« ما مِنَ القُرآنِ آيَةٌ إلّاولَها ظَهرٌ وبَطنٌ». فَقالَ: ظَهرُهُ تَنزيلُهُ، وبَطنُهُ تَأويلُهُ، مِنهُ ما قَد مَضى، ومِنهُ ما لَم يَكُن، يَجري كَما يَجرِي الشَّمسُ وَالقَمَرُ، كُلَّما جاءَ تَأويلُ شَيءٍ مِنهُ يَكونُ عَلَى الأَمواتِ كَما يَكونُ عَلَى الأَحياءِ، قالَ اللَّهُ:« وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» نَحنُ نَعلَمُهُ ( بصائر الدرجات: ص ١٩٦ ح ٧ وص ٢٠٣ ح ٢، تفسير العيّاشى: ج ١ ص ١١ ح ٥).[٣].
سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام: عَن ظَهرِ القُرآنِ وبَطنِهِ فَقالَ: ظَهرُهُ الَّذينَ نَزَلَ فيهِمُ القُرآنُ، وبَطنُهُ الَّذينَ عَمِلوا بِمِثلِ أعمالِهِم، يَجري فيهِم ما نَزَلَ في اولئِكَ ( معانى الأخبار: ص ٢٥٩ ح ١، تفسير العيّاشى: ج ١ ص ١١ ح ٤).