گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٧ - واژهشناسى«تأويل»
كه اين ذكر را از آيه «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ» گرفته است.
٥. برخى بر اين باورند كه «تأويل» سخن، سرانجام آن و چيزى است كه سخن به آن باز مىگردد. ابن فارس مىگويد:
تَأويلُ الكَلامِ، و هُوَ عاقِبَتُهُ وما يَؤُولُ إلَيهِ و ذلِكَ قَولُهُ تَعالى: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ»[١]، يَقولُ: ما يَؤُولُ إلَيهِ في وَقتِ بَعثِهِم و نُشورِهِم.[٢]
تأؤيل كلام، سرانجام آن است و آنچه به آن مىانجامد. و اين، همان گفته خداوند متعال است: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ؛ آيا جز سرانجام آن را منتظرند؟» مىگويد:
آنچه هنگام برانگيختن و جمع شدن آنها، به آن مىرسد.
٦. برخى مىگويند: «تأويل» عبارت است از بازگرداندن سخن به هدف مقصود از آن، خواه علم باشد يا فعل. راغب مىنويسد:
التَّأويلُ مِنَ الأولِ، أي: الرَّجوعِ إلَى الأصلِ و مِنهُ: المَوئِلُ لِلمَوضِعِ الَّذى يُرجَعُ إلَيهِ و ذلِكَ هُوَ رَدُّ الشَّيءِ إلَى الغايَةِ المُرادَةِ مِنهُ، عِلماً كانَ أو فِعلًا.[٣]
تأويل از «اوْل» به معناى رجوع به اصل است. از همين ماده است «موئل»، يعنى جايى كه به آن برمىگردند. و اين، يعنى برگرداندن چيز به نهايتى كه منظور آن چيز است، علم باشد يا فعل.
٧. و سر انجام برخى «تأويل» را به «رؤيا» تفسير كردهاند: ابو عبيده مىگويد:
التَّأويلُ عِبارَةُ الرُّؤيا. وفِي التَّنزيلِ العَزيزِ: «هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ»[٤].[٥]
تأويل، تعبير رؤيا است. در قرآن عزيز آمده است: اين است تأويل رؤيايى كه پيشتر ديده بودم.
[١]. اعراف: آيه ٥٣.
[٢]. معجم مقاييس اللغة: مادّه« أ ول».
[٣]. مفردات ألفاظ قرآن: ص ٩٩.
[٤]. يوسف: آيه ١٠٠.
[٥]. ر. ك: لسان العرب: مادّه« أ ول».