گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - ١ - ٥ تصويرپردازى
طيبى در سده هشتم در ذيل آيه
«فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ.[١]
سقف از بالاى سر آنها، بر آنها فرو ريخت».
مىنويسد: در اين سخن، با اطناب عبارت «مِنْ فَوْقِهِمْ»- كه با وجود واژه سقف، به ظاهر غير لازم مىنموده است- آن رويداد دهشتناك را به تصوير آورده است؛
ليصوّر الحالة الفظيعة الهائلة ....[٢]
آيه
«فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ ....[٣]
در شهر، نگران و چشمانتظار شب را به صبح رساند».
در عين اين كه با توصيفى احساسبرانگيز، موقعيت و وضع روحى شخص وصفشده را منعكس مىكند، در پرتو مخارج حروف، گزينش و چينش خاصّ كلمات، نوا و فراز و فرود معنا را به لطافت تمام به تصوير مىكشد.
از ديدگاه احمد احمد بدوى، هنرنمايى قرآن در تصويرپردازى، در اين آيه جلوهنمايى مىكند:
«إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً.[٤]
از پروردگارمان، از روز عبوس سخت نگرانيم».
او مىگويد: در اين آيه، سنگينى روز بازپسين، از واژهواژه آن احساس مىشود و اوج آن در حرف «طا» كه مخرجى ثقيل دارد، لمس مىگردد.[٥]
در همين زمينه دكتر صبحى صالح مىگويد: ما در پيش روى قرآن با واقعيتى فراتر
[١]. نحل: آيه ٢٦.
[٢]. التبيان فى تفسير القرآن: ج ٦ ص ٣٧٤.
[٣]. قصص: آيه ١٨.
[٤]. انسان: آيه ١٠.
[٥]. ر. ك: من بلاغة القرآن: ص ٥٨.