گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٨ - ١ - ٣ بلاغت و رسايى
قرب را نشان دهد. فعل مضارع «اجيب (/ اجابت مىكنم)، دلالت بر استمرار و پيوستگى اجابت الهى دارد. «اذا دعان» يعنى هر گاه كه حقيقتاً مرا بخوانند. همين و بس؛ بىهيچ شرط ديگر.[١]
به نمونه ديگرى از ايجاز قرآن در ترسيم صحنه پر شكوه استقبال فرشتگان رحمت از ايمانيان به هنگام ورود به عالم آخرت بنگريد:
«وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ\* سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ؛[٢] فرشتگان از هر درى بر آنها وارد مىشوند: «سلام بر شما كه پايدارى ورزيديد»».
تقدير سخن، چنين است: «قائلين لهم سلام عليكم» يا «يقولون لهم سلام عليكم»؛ ولى براى ايجاز، پس از بيان ورود فرشتگان، بدون فاصله، تعبير «سلام عليكم» آورده شده و باقى حذف گرديده است.
بلاغت قرآن، تنها در ايجاز خلاصه نمىشود؛ آن جا كه اطناب ضرورت دارد، هنر و زيبايى اطناب، ظاهر مىشود:
«وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى\* قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى؛[٣] اى موسى، اين چيست در دستت؟ گفت: اين چوبدستى من است. به آن تكيه مىدهم، و با آن براى گوسفندانم برگ مىريزم، و كارهاى ديگرى براى من از آن بر مىآيد».
شب تاريك است و هوا سرد و موسى به دنبال آتشى است كه همسر دردمندش را بدان گرم سازد. ناگه نورى از دور مىبيند و به سويش مىشتابد. ندايى از غيب مىشنود و خويشتن را در محضر حقيقت هستى مىبيند. خداوند با او سخن مىگويد و از او مىپرسد: اى موسى! آنچه به دست دارى چيست؟ موسى فقط مىتوانست در
[١]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ٢ ص ٣١- ٣٢.
[٢]. رعد: آيه ٢٣- ٢٤.
[٣]. طه: آيه ١٧- ١٨.