گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - ٥/ ٧ توبه نمودن فضيل بن عياض
٥/ ٧ توبه نمودن فُضَيل بن عياض
١٧٦. تهذيب الكمال- به نقل از فضل بن موسى-: فُضَيل بن عِياض، عيّارى بود كه ميان ابيوَرد و سَرَخس، راهزنى مىكرد. سبب توبهاش، آن بود كه وى، عاشق دختركى (/ كنيزكى) شد. شبى، در حالى كه از ديوار، بالا مىرفت تا نزد وى رود، شنيد كه كسى مىخوانَد: «آيا گاهِ آن نرسيده است كه مؤمنان، دلهايشان به ياد خدا خاشع شود؟!»[١].
چون اين را شنيد، گفت: چرا، اى پروردگار من! گاهِ آن رسيده است.
آن گاه، باز گشت و آن شب را به ويرانهاى پناه بُرد و در آن جا، كاروانيانى را ديد كه برخى از ايشان مىگفتند: «برويم» و برخى ديگر مىگفتند: «تا صبح بمانيم، كه فضيل، در راه است و راه را بر ما مىبندد».
فضيل مىگويد: من در انديشه شدم و با خود گفتم: من شب در پىِ گناهم و گروهى از مسلمانان، در اين جا از من مىترسند! حتماً خداوند، مرا به اين جا كشانده است تا دست از گناه بشُويَم. بار خدايا! به درگاهت، توبه كردم و توبهام را مجاورت با بيت الحرام، قرار دادم.[٢]
[١]. حديد: آيه ١٦.
[٢].
كانَ الفُضَيلُ بنُ عِياضٍ شاطِراً يَقطَعُ الطَّريقَ بَينَ أبيوَردَ وسَرخَسَ، وكانَ سَبَبُ تَوبَتِهِ أنَّهُ عَشِقَ جارِيَةً، فَبَينا هُوَ يَرتَقِي الجُدرانَ إلَيها إذ سَمِعَ تالِياً يَتلو:« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» فَلَمّا سَمِعَها قالَ: بَلى يا رَبِّ، قَد آنَ، فَرَجَعَ فَآواهُ اللَّيلُ إلى خَرِبَةٍ، فَإِذا فيها سابِلَةٌ، فَقالَ بَعضُهُم: نَرتَحِلُ وقالَ بَعضُهُم: حَتّى نُصبِحَ، فَإِنَّ فُضَيلًا عَلَى الطَّريقِ يَقطَعُ عَلَينا. قالَ: فَفَكَّرتُ وقُلتُ: أنَا أسعى بِاللَّيلِ فِي المَعاصي، وقَومٌ مِنَ المُسلِمينَ هاهُنا يَخافونَني، وما أرَى اللَّهَ ساقَني إلَيهِم إلّالِأَرتَدِعَ، اللَّهُمَّ إنّي قَد تُبتُ إلَيكَ، وجَعَلتُ تَوبَتي مُجاوَرَةَ البَيتِ الحَرامِ ( تهذيب الكمال: ج ٢٣ ص ٢٨٥، تهذيب التهذيب: ج ٤ ص ٤٨٣).