گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٤ - ١ - ٤ نظم و اسلوب
پايهگذاران بلاغت عربى و شارحان اسلوب و روش قرآنى مىرسد. گرگانى در دو اثر استوار خود أسرار البلاغة و دلائل الإعجاز، اوج اعجاز بيانى قرآن را نه در مفردات و فواصل، اوزان و استعارات و ساير انواع بديع، بلكه در نظم شگفتانگيز لفظى- معنايى آن معرّفى مىكند.
از ديدگاه عبد القاهر، بستر نظم، بسى فراختر از زيبايىهاى لفظى است؛ رسانايى و ظرافتهاى معنايى سخن نيز شعاعهاى اين دايره اند و در نظم قرآن ميان دو عنصر لفظ و معنا، پيوندى ناگسستنى وجود دارد. ميان ذهن و زبان، رابطهاى تنگاتنگ هست. ذهن براى القاى معانى گوناگون نهفته در خود، علامتهاى زبانى متناسبى را به كار مىگمارد و زبان، ابزار و بلكه نشانه انديشيدن و دالّ بر آن است. هر واحد كلامى، هر چند خُرد و كوچك، بر معنايى خاص دلالت مىكند و كمترين دگرگونى در معانى، به گونهاى خود را با تبدّل واژگان و تركيبات زبانى (الفاظ) آشكار مىسازد و متقابلًا هر تغيير اندك در الفاظ، علامت تبدّلى است كه در معانى رخ مىدهد و لفظ و معنا، چون پيكر و جاناند كه با يكديگر پيوندى تركيبى دارند.
زبان از واحدهايى به ترتيب زير تشكيل يافته است: حرفها، واجها، هجاها، تكواژهها، واژهها، گروهها، و جملهها.
بر اساس نظريه نظم عبد القاهر، ساختار زبان، تنها از قالبهاى پيشساخته عادى چون فعل، فاعل، مفعول، مسندٌ اليه، مسند، رابطه، قيد، صفت و متمّم تشكيل نيافته؛ بلكه متغيرهاى ديگرى مانند: تقديم و تأخير، حذف، تكرار، تعريف و تنكير، اظهار و اضمار، ايجاز و اطناب، حقيقت و مجاز، تشبيه و استعاره، كنايه و ايهام، حصر و اطلاق و تأكيد و جز اينها وجود دارد كه اينها نيز هر يك در جاى خود، ريشه در معانى دارند. زبان با گنجينهاى بىپايان از علامتها و نشانههاى خود، نماينده ذهن است. در تومار ذهن، افزون بر معانى درشت، معانى باريك و لطايف و ظرايف بىشمارى وجود دارند كه با زبان گشوده مىشوند و عبارتهاى متنوّع زبان،