گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٦ - تشبيه
از سطح واژگان و قواعد ادبى آنها مواجهيم. طيف تعبير در قرآن و الهامات واژگان و تصويرهاى رنگى داستانها و تابلوها و چشماندازهايش، واقعيتهاى جاندار خارجى را با همه رخدادهايشان به تمامى برمىتابند، تو گويى قهرمانان اين حوادث هنوز از ميدان حيات به در نرفتهاند و در حال زندگى اند.[١]
قرآن براى تصوير و تجسيم معانى متعالى و فراطبيعى خويش و جاىدهى آنها در فهم مردم، از نمونههاى عينى، فراوان تمثيل و تشبيه آورده و از عنصر مجاز، كنايه و استعاره به وفور استفاده برده است كه از سويى زيبايى پر شكوهى را پديدار مىسازد و از سوى ديگر، معبر مناسبى براى تفهيم حقايق متعالى است.
تشبيه
تشبيه، به معناى مانند كردن چيزى به چيز ديگر در صفت يا كيفيتى است و در آن چهار ركن وجود دارد:
١. مُشبَّه: آن كس يا چيزى كه در صفتى به كس يا چيز ديگر مانند شده است.
٢. مُشبّه به: آن كس يا چيزى كه مشبّه به او ماننده شده است. ٣. وجه شَبَه: صفت يا كيفيت مشترك ميان مُشبّهبه و مُشبّه است. ٤. ادات تشبيه: الفاظى كه بر تشبيه دلالت دارند؛ به عنوان مثال در جمله: «رخسار دوست چون خورشيد مىدرخشد»، مىتوان چهار ركن فوق را اين گونه برشمرد: «رخسار دوست»: مشبّه، «چون»: ادات تشبيه، «خورشيد»: مشبّهبه، «مىدرخشد»: وجهشبه.
هدف اساسى تشبيه آن است كه معناى مورد نظر گوينده را به تصوير كشد و در برابر ديدگان شنونده ترسيم كند.
دانشوران بلاغت اذعان دارند كه تشبيههاى قرآن، استوار و دقيق و رساترين نوع تشبيهات زبان عرب اند.
[١]. مباحث فى علوم القرآن: ص ١٢٩.