گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣ - ١ - ٢ بهگزينى واژگان
هر يك از دو آيه، نشاندهنده ويژگى خاصّى براى زمين است. در سياق آيه نخست كه در باره رستاخيز و حشر مردگان و ساكنان آرام در گور است، واژه «هامده» كه رساننده مفهوم سكون و خفتگى است، مناسب است و در بناى آيه دوم، كه محتواى سخن در باره عبادت، خضوع و فروتنى است، واژه «خاشعه»، كه در معناى فرو افتادگى و انقياد است، مناسب است.
به مضمون اين دو آيه بنگريد:
«وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ.[١]
و فرزندان خويش را به دليل فقر نكشيد؛ ما شما را روزى مىدهيم و آنها را».
«وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ.[٢]
و فرزندان خويش را از ترس فقر نكشيد؛ ما آنها را روزى مىدهيم و شما را».
مخاطب آيه نخست، انساننمايانى هستند كه با فقر، دست به گريبان اند و به همين سبب دخترانشان را زنده به گور مىكنند؛ چرا كه مىفرمايد: «من املاقِ» يعنى از فرط فقر. از اين رو، روزى دادن به خودشان بر روزى دادن به فرزندانشان مقدم داشته شده است. اما روى سخن در آيه دوم، با قساوتمندانى است كه از بيم فقير شدن، دختران خويش را زنده به گور مىكنند؛ بدين جهت كه مىفرمايد: «خشيةَ املاقٍ»؛ يعنى از ترس فقر. از همين روى، روزى دادن دختران را مقدم مىدارد، چون مخاطبان آيه دوم خود فعلًا در فقر نيستند، بلكه از گرفتار شدن فرزندان دختر به فقر در آينده در هراس اند.
از همين روست كه از ديرباز، قرآنپژوهان ژرفكاو، بر اين عقيده بودهاند كه هر واژه و حرفى در قرآن، در جايگاه خود، منحصر به فرد است و هرگونه تغيير خُرد در وضع و ساختار آن، هر چند ظاهراً از باب ترادف و همگونى باشد، به نوعى موجب
[١]. انعام: آيه ١٥١.
[٢]. اسرا: آيه ٣١.