گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٠ - پژوهشى در باره شمار بطنهاى قرآن
صدر الدين قونوى (م ٦٧١ ق) است. وى در تبيين «بطون قرآن و اسرار حروف» آورده است:
وَ مَن لا يُكشَفُ لَهُ هذا الطَّورُ لَم يَعرِف سِرَّ بُطونِ القُرآنِ الَّتي ذَكَرَها رَسولُ اللَّه صلى الله عليه و آله بِقَولِه: «لِلقُرآنِ ظَهرٌ وَ بَطنٌ إلى سَبعَةِ أبطُنٍ» وَ فِى رِوايَةٍ «إلى سَبعينَ بَطناً».[١]
اين شيوه براى هر كس معلوم نشود، سرّ بطون قرآن، براى وى بر ملا نمىشود كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره آن فرموده: «قرآن، ظاهر و باطنى دارد تا هفت باطن» و در روايتى «تا هفتاد باطن».
سيّد حيدر آملى، از عرفاى اماميّه در قرن هشتم، در جامع الأسرار، ضمن اشاره به اين حديث، به احاديث ديگرى كه بطون قرآن را «هفت صد بطن» و «هفتاد هزار بطن» مىدانند نيز اشاره كرده است. متن سخن او، اين است:
وقال النبىّ صلى الله عليه و آله: «إنَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وبَطناً، ولِبَطنِهِ بَطنٌ إلى سَبعَةِ أبطُنٍ» و ورد «سَبعينَ» و «سَبعَ مِائَةٍ» و «سَبعينَ ألفٍ» و غَيرُ ذلك.[٢]
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «قرآن ظاهر و باطنى دارد، و باطن آن هم باطنى دارد، تا هفت باطن». و البته «هفتاد باطن» و «هفتصد باطن» و «هفتاد هزار باطن» و جز اينها [نيز] روايت شده است.
البتّه بايد توجّه داشت كه اين گونه منابع، منابع حديثى شمرده نمىشوند.
در عين حال، اين احتمال هم هست كه كلمه «سبعة» در هنگام رونويسى از منابع حديثى، تصحيف شده و به «سبعين» تبديل شده باشد.
[١]. إعجاز البيان فى تفسير امّ القرآن: ص ١٢٨.
[٢]. جامع الأسرار ومنبع الأنوار: ص ٥٣٠.