گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٤ - فرق ميان«تأويل» و«تنزيل»
نگه مىداشت تا بيايم و مرا به خواندن آن، وا مىداشت و مىفرمود:" اى على! پس از رفتن تو، اين آيه و اين آيه بر من نازل شده و معناى آن، چنين و چنان است" و تنزيل و تأويل آن را به من مىآموخت».[١]
همچنين از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده:
مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِيٌّ أخي ووَصِيّي وواعي عِلمي وخَليفَتي في امَّتي عَلى مَن آمَنَ بي، ألا إنَّ تَنزيلَ القُرآنِ عَلَيَّ، وتَأويلَهُ وتَفسيرَهُ بَعدي عَلَيهِ.[٢]
اى گروه مردم! اين على، برادر، وصىّ، گنجينه دانش، و جانشينم در بين امّت من براى ايمان آورندگان به من است. آگاه باشيد كه قرآن بر من نازل شده و تأويل و تفسير آن پس از من، بر عهده اوست.
و نيز در مسند ابن حنبل از ابوسعيد خدرى نقل شده كه مىگويد:
ما در انتظار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه آن حضرت از خانه يكى از همسرانش بيرون آمد. همراه او شديم. كفش پيامبر پاره شد. على عليه السلام ماند تا كفش ايشان را وصله زند. قدرى كه راه رفتيم پيامبر صلى الله عليه و آله منتظر ايستاد تا على عليه السلام برسد. ما هم توقف كرديم.
در اين جا فرمود:
إنَّ مِنكُم مَن يُقاتِلُ عَلى تَأويلِ هذَا القُرآنِ كَما قاتَلتُ عَلى تَنزيلِهِ، فَاستَشرَفنا وفينا أبو بكرٍ وعُمَرُ، فَقالَ: لا، ولكِنَّهُ خاصِفُ النَّعلِ.[٣]
كسى از شما بر سرِ" تأويل" اين قرآن خواهد جنگيد، چنان كه من بر" تنزيل" آن جنگيدم. ما سرمان را بالا آورديم [ببينيم مقصود كيست] و در ميان ما ابو بكر و عمر نيز بودند. آن گاه فرمود: « [شما] نه؛ بلكه آن وصله كننده كفش [بر سرِ تأويل مىجنگد]».
ما نزد على عليه السلام آمديم تا به او مژده دهيم، اما او چنان برخورد كرد كه گويا قبلًا اين
[١]. ر. ك: ص ٥٤٠( فصل دوم: شناخت تفسير و تأويل/ استواران در دانش و در شناخت تأويل).
[٢]. دانشنامه امير المؤمنين عليه السلام: ج ١٠ ص ٥٥٠ ح ٤٨٩٨.
[٣]. دانشنامه امير المؤمنين عليه السلام: ج ٤ ص ٤٥٢ ح ٢٠٣٢.