گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥ - فرق ميان«تأويل» و«تنزيل»
مطالب را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بود.[١]
گفتنى است كه اين سخن، در منابع شيعه و سنّى مكرر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است.[٢]
اكنون بايد ديد كه مقصود از «تنزيل قرآن» در برابر تأويل آن چيست؟
مقتضاى آنچه در تبيين واژه «تنزيل» و «تأويل» و كاربرد قرآنى آنها گذشت، اين است كه مقصود از «تنزيل»، ظاهر قرآن و مقصود از «تأويل» باطن قرآن است، جالب توجه است كه در روايتى از امام باقر عليه السلام به اين معنا تصريح شده است:
ظَهرُهُ تَنزيلُهُ، وبَطنُهُ تَأويلُهُ، مِنهُ ما قَد مَضى، ومِنهُ ما لَم يَكُن ....
ظاهرش همان تنزيل آن است، و باطنش، تأويل آن، چيزهايى از آن قبلًا تحقّق يافته است و چيزهايى از آن، هنوز تحقّق نيافته است.[٣]
و در روايتى ديگر آمده:
إنَّ القُرآنَ لَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ، فَجَميعُ ما حَرَّمَ اللَّهُ فِي القُرآنِ هُوَ الظّاهِرُ، وَالباطِنُ مِن ذلِكَ أئِمَّةُ الجَورِ، وجَميعُ ما أحَلَّ اللَّهُ تَعالى فِي الكِتابِ هُوَ الظّاهِرُ، وَالباطِنُ مِن ذلِكَ أئِمَّةُ الحَقِّ.[٤]
قرآن ظاهرى دارد و باطنى؛ همه چيزهايى كه خداوند در قرآن حرام كرده، ظاهر آن است، و باطن آن، پيشوايان ستم [و باطل] هستند، و همه چيزهايى را كه خداوند در كتاب (قرآن) حلال كرده، ظاهر آن است و باطنش پيشوايان حق هستند.
و در روايتى ديگر مىخوانيم:
[١]. ر. ك: مسند ابن حنبل: ج ٣ ص ٨٢.
[٢]. ر. ك: دانشنامه اميرالمؤمنين عليه السلام: ج ١٠ ص ٥٤٦- ٥٦٥( فصل سوم: انواع دانشهاى امام عليه السلام/ دانش كتاب و قرآنشناسى).
[٣]. ر. ك: ص ٥٢١ ح ٤٢٩.
[٤]. الكافى: ج ١ ص ٣٧٤ ح ١٠.