گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩ - تمثيل
تمثيل
تمثيل، خود از انواع تشبيه است و داراى آثارى ويژه است.
«وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى.[١]
براى خداوند نمونه والايى است».
زَمَخشَرى، مؤلّف الكشّاف، هنگام شرح آيات ١٧- ٢٠ از سوره بقره:
«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ.
مَثَل آنان، همانند كسى است كه آتشى افروخت و وقتى آتش شعلهور شد ...».
مىگويد: خداوند براى آن كه صفات منافقان را آشكار سازد، مَثَل مىآورد؛ چرا كه مَثَل، در روشن كردن معانى و پردهبرداى از حقايق، بسيار مؤثر است؛ به گونهاى كه موضوعات تخيلآميز، به صورتى محقّق و عينى مشاهده مىشوند.[٢]
علامه طباطيايى در تعريف «مَثَل» مىگويد: مَثَل وسيلهاى است كه براى وصف مراد به كار مىرود و مقصود اصلى را با تمثيل و تشبيه به ذهن شنونده نزديك مىسازد.[٣]
از نظر علامه طباطبايى، كاربرد مَثَل در قرآن از اين روست كه آسانترين راه براى تبيين حقايق و دقايق است كه عالِم و عامى هر دو، و هر يك در سطح و مرتبه خاصّ خود از آن بهرهمند مىشوند؛[٤] همچنين به نظر وى زبان تمثيلى، معانى ناشناختنى را با آنچه شناختنى و معهود ذهن عموم است، بيان مىكند. از آن جا كه هدايت قرآن فراگير است نه ويژه گروهى خاص، و در آن سطح فكرى عموم مردم رعايت مىشود و از سويى فهم همگانى بشر، از لايه محسوسات طبيعى فراتر نمىرود، پس براى
[١]. نحل: آيه ٦٠.
[٢]. الكشّاف: ج ١ ص ١٩٦- ١٩٧.
[٣]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٣ ص ٢٠٢.
[٤]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٥ ص ١٢٥.